( 1 ) و يا اين فرمايش حضرت كه : « اگر بد نبود موهايم را پريشان كرده به پروردگارم شكوه برده و فرياد مىزدم . . . » « 1 »
و يا اينكه از آن لحظه ياد كنم كه بين شوهرش و ايشان ( متجاوزان و ستمگران ) حايل شده فرمود : « به خدا سوگند نمىگذارم كه شما پسر عمويم را ظالمانه و به زور ببريد . . . » ، و عمر به قنفذ دستور داد كه با تازيانه بر پشت و پهلوى حضرت بزند ؟ « 2 » و يا گفتارش را با أبو بكر : « به خدا سوگند هر بارى كه نماز بخوانم ، تو را در آن نفرين مىكنم » ؟ « 3 » و يا فرمودهء ديگرش را : « به خدا سوگند اگر از او دست برنداريد موهايم را پريشان كرده ، گريبانم را چاك زده بر كنار مزار پدرم رفته و نزد پروردگارم فرياد مىزنم » ؟ « 4 » و يا گفتار حضرتش را : « پسر عمويم را رها كنيد ! سوگند به آن كسى كه محمّد را بر حق مبعوث كرد ، اگر دست از او برنداريد ، گيسوانم را پريشان ساخته ، پيراهن رسول خدا را بر سر گذاشته ، نزد خداوند تبارك و تعالى فرياد مىزنم . ناقهء صالح در نزد خداوند از فرزندم گرامىتر نيست » ؟ « 5 » و يا فرمودهء آن حضرت به آن دو ( أبو بكر و عمر ) را : همانا من خداوند و فرشتگانش را گواه مىگيرم كه شما مرا به خشم آورده از خود راضى نكرديد و هرگاه پيامبر را ملاقات كنم ، از شما دو نفر به او شكايت خواهم كرد » ؟
و يا ديگر فرمايش آن حضرت را : « من با مردمى كه در بدترين جلسات شما شركت كردند ، قرار و تعهّدى ندارم . جنازهء رسول خدا را پيش روى ما گذارده كار خود را يكسره كرديد ، امارت و ولايت ما را نپذيرفتيد و حقّ ما را به ما نداديد » ؟ « 6 » و يا گفتارش را در شكايت از آنان : « هيمهء فراوانى بر در خانهام جمع كرده ، آتش
هامش
( 1 ) علم اليقين ، ج 2 ص 687 .
( 2 ) الامامة و السياسة ، ج 1 ص 14 .
( 3 ) همان مدرك ، ج 1 ص 13 .
( 4 ) همان مدرك ، ج 1 ص 13 .
( 5 ) بيت الاحزان ، ص 87 .
( 6 ) بيت الاحزان ، ص 14 .