وصيّت كرد كه أبو بكر و عمر را در تشييع جنازهاش خبر نكند . على عليه السّلام نيز اين كار را انجام داد . « 1 »
( 1 ) 5 - امّ سلمه بر حضرت زهرا عليها السّلام وارد شده عرض كرد : اى دختر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ! چگونه صبح كردى ؟ فرمود : صبح كردم بين غم از دست دادن پيامبر و غصّهء جانشين او كه مورد ستم قرار گرفته است . به خدا سوگند پردهء احترام او دريده شده و امامت و پيشوايىاش ربوده گشته است . « 2 »
( 2 ) 6 - حضرت زهرا عليها السّلام در ضمن حديثى طولانى فرمودند : به خدا سوگند اگر مىگذاشتند حق در جاى خود استقرار يابد و از خاندان پيامبرش پيروى مىكردند ، هيچگاه دو نفر دربارهء خدا اختلاف پيدا نمىكردند ، گذشتگان از گذشتگان و آيندگان يكى پس از ديگرى به ارث مىبردند تا اينكه قائم ما كه نهمين نفر از فرزندان حسين است ، قيام كند . اينان آن كس را كه خداوند مؤخّر داشته ، مقدّم دانسته و آن كس را كه خداوند مقدّم دانسته ، مؤخّر نمودهاند . . . « 3 »
البتّه موارد دفاعى كه از آن حضرت نسبت به امير المؤمنين نقل شده ، نه از آن جهت بوده كه مىخواسته از شوهرش دفاع كند ، بلكه به خاطر دفاع از امامت و پيشوايى امّت بوده است . آن حضرت نقش بزرگى در دفاع از امير المؤمنين عليه السّلام در گفتار و رفتارش نسبت به حوادثى داشت كه پس از رحلت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اتّفاق افتاد . حوادثى همچون هجوم بر خانهء وحى ، ايراد ضرب و جرح و سقط جنين ، و ديگر رويدادهايى كه دل هر انسانى را كه از فطرت انسانيّت منحرف نشده باشد ، اعمّ از مسلمان و غير مسلمان ، به درد آورده مىسوزاند و من نمىدانم كدام يك از آنها را يادآورى كنم ! آيا اينكه پيراهن رسول خدا را بر سر انداخته دست فرزندانش را گرفته و نزد أبو بكر آمد و چنين گفت : « اى أبو بكر ! مرا با تو چه كار است ؟ . . . » را يادآورى كنم ؟
هامش
( 1 ) بحار الأنوار ، ج 43 ص 218 .
( 2 ) بحار الانوار ، ج 43 ص 156 به اين حديث قبلا نيز اشاره شده است ( فصل بيستم شمارهء 41 ) .
( 3 ) همان مدرك ، ج 36 ص 353 .