تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فاطمة الزهراء ( ع ) بهجة قلب المصطفى ( ص ) ( فاطمه زهرا ( ع ) شادمانى دل پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 467

مساهمون:

ص٤٦٧
( 1 ) 1 - به هنگام فتح مكّه حضرت زهرا عليها السّلام به همراه پدر بزرگوار و شوهر گرامىاش به سر مىبرد ، در حالى كه براى حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خيمه‌اى در بالاى بلندى برافراشته شده بود . رسول خدا در آن خيمه غسل مىكرد و حضرت زهرا عليها السّلام پرده آويخته بود . به حضرت على عليه السّلام خبر رسيد كه خواهرش ، امّ هانى عدّه‌اى از افراد قبيلهء مخزوم را كه با شوهرش خويشاوندى داشتند ، پناهندگى داده است . حضرت نزد او رفته چون پوششى از زره و آهن بر خود داشت ، ابتدا حضرتش را نشناخت . روى به على عليه السّلام كرده گفت : اى بندهء خدا ! من امّ هانى دختر عموى رسول خدا و خواهر على بن ابى طالب مىباشم ، از خانهء من بيرون برو ! حضرت فرمود : كسانى را كه جاى داده‌ايد ، بيرون كنيد ! گفت : به خدا سوگند شكايت تو را به رسول خدا خواهم كرد . حضرت كلاه‌خود را از سر برداشت و امّ هانى او را شناخته گفت : فدايت شوم ! من سوگند ياد كرده‌ام كه شكايت تو را به رسول خدا ببرم . حضرت فرمود : برو و به سوگند خود عمل كن ! امّ هانى نزد حضرت رسول آمده داستان را به حضرت گفت . پيامبر فرمود : آنان را كه پناه داده‌اى ، در پناه تو باشند كه مورد قبول است . حضرت زهرا عليها السّلام در مقام دفاع از شوهرش امير المؤمنين برآمده روى به امّ هانى كرده فرمود : اى امّ هانى ! تو از اينكه على دشمنان خدا و دشمنان رسول خدا را ترسانيده و