طبيعت بودند . « 1 »
( 1 ) با توجّه به اين گفتار براى خوانندگان گرامى بطلان اين سخن ثابت مىشود كه گفتهاند : حيض در زنان از لوازم خلقت است و نبود آن در يك زن نقصانى در خلقت او به شمار مىآيد و عادت ماهانه نشانه و سببى است براى زايمان و باردار بودن ، زيرا مىگوييم : خروج از تنگناهاى طبيعت نقص شمرده نمىشود ، بلكه چه بسا خود كرامتى محسوب شود . به علاوه ، خون حيض خود نوعى آلودگى و نجاست است و خداوند آن را موجب آزار و اذيّت دانسته چنان كه مىفرمايد :
قُلْ هُوَ أَذىً
« 2 » كه ناپاكى و آلودگى آن موجب آزار است ، زيرا زنان به هنگام بروز عادت ماهانه دچار خجالت و سرافكندگى مىشوند و خوششان نمىآيد كه به همه كس ، هر چند نزديكترين افراد فاميل باشد ، گفته شود . گاهى هم ضعف و سستى در آنها به وجود مىآيد و به همين جهت در اين ايّام نماز و روزه از آنها ساقط مىشود و ايستادن و توقّف در مساجد بر آنها حرام مىگردد و ديگر احكامى كه در كتب فقهى ذكر شده ، تا جايى كه گفته شده در آن دوران از ايمانشان كاسته شده و « ناقصة الايمان » مىشوند ، چنان كه حضرت على عليه السّلام اين مطلب را فرمودهاند :
« نقصان ايمان آنان به خاطر رفع تكليف نماز و روزه در ايّام عادت ماهانهشان مىباشد » « 3 » .
بنابراين ، خداوند متعال بر بانوى زنان جهان حضرت فاطمه عليها السّلام تفضّل كرده و او را كرامت بخشيده است كه بتواند بدون ديدن خون حيض و مبتلا شدن به عادت ماهانه به طور كامل و صحيح زايمان كند و اين خود فضيلتى و الا و پاكى فوق العادهاى در ذات پاك آن حضرت كه سلام و درود خداوند بر او باد بوده است و خود نشان از آن دارد كه خداوند متعال راضى نشده است كه آن حضرت ، كه بانوى زنان جهان از
هامش
( 1 ) مخفى نماند كه معجزه از نظام علّت بيرون نيست ، بلكه خود داراى علل و اسبابى است كه براى ما تازگى دارد و از قبل شناخته شده نيست . معجزه خارق عادت است نه خارق علل و اسباب . ( مصحّح اصل كتاب )
( 2 ) بقره ( 2 ) : 222 .
( 3 ) نهج البلاغة خطبهء 78 .