محبّت فاطمه عليها السّلام به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و منزلت و مقام آن حضرت نزد وى ( 1 ) 24 - پس از رحلت پيامبر اكرم بلال از گفتن اذان خوددارى كرده گفت : بعد از آن حضرت من براى هيچ كس اذان نخواهم گفت . روزى حضرت زهرا فرمود : خيلى مشتاقم كه صداى اذان مؤذّن پدرم را بشنوم . اين خبر به بلال رسيده شروع كرد به اذان گفتن . همين كه صدايش به گفتن : اللّه اكبر ، اللّه اكبر بلند شد به ياد خاطرات پدر بزرگوار و دوران زندگى آن حضرت افتاده نتوانست جلو گريه خود را بگيرد ، و همين كه به جملهء : أشهد أنّ محمّدا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رسيد ، فاطمه ضجّهاى كشيده غش كرد و با صورت بر زمين افتاد . مردم به بلال گفتند : اى بلال ! بس كن زيرا دختر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم قالب تهى كرد و از دنيا رخت بربست . مردم پنداشتند كه فاطمه مرده است . بلال اذانش را نيمه تمام گذاشت . پس از لحظهاى فاطمه به هوش آمد و از بلال خواست كه اذانش را تمام كند . بلال خواستهء حضرت را انجام نداده و عرض كرد :
اى بانوى من ! از اين مىترسم كه بار ديگر با صداى اذان من از هوش برويد .
حضرت او را معذور داشته از اين كار معاف كرد . « 1 »
( 2 ) 25 - از حضرت على عليه السّلام نقل شده است كه فرمود : حضرت رسول را در پيراهن مباركش غسل دادم و فاطمه گفت : آن پيراهن را به من نشان بده ! همين كه بوى پيراهن به مشام او رسيد از هوش رفت ، من كه اين حالت را از او مشاهده كردم ، پيراهن را از او پنهان نمودم . « 2 »
شايسته چنان است كه انگيزهء اين بزرگداشت نسبت به پيامبر اكرم را كه در توصيف و بيان نمىگنجد و انسان از آن دچار شگفتى مىشود ، بررسى نماييم . مىدانيم كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در حكمت از همهء مردم برتر ، در رأى و نظريه صائبتر ، از حيث عقل و خرد كاملتر و در علم و عمل شايستهتر بودهاند ، و نيز آگاهيم كه فعل و عمل آن حضرت عين حكمت و صواب و گفتارش قاطع و از شوخى به دور بوده ، و با تمام اينها ، اين كارها را بارها تكرار مىكردند ، تا آنجا كه عايشه بر بوسيدن گلو و دست
هامش
( 1 ) شيخ صدوق ، ابن بابويه ، من لا يحضره الفقيه ج 1 صص 298 - 297 .
( 2 ) توفيق ابو علم ، اهل بيت ص 166 .