روز خداوند را نمىپرستيدند . « 1 »
( 1 ) از امام و پيشواى بزرگ ، حضرت بقية اللّه ارواحنا فداه در حديث سعد بن عبد اللّه روايت شده است كه انگيزهء مسلمان شدن غاصبان خلافت ، دستيابى به رياست و خلافت بوده است ، زيرا آنان با يهوديان رفت و آمد داشته از پيشگويىهاى تورات و ديگر كتابهاى مقدّس از آنها پرسش مىكردند . . . و بدين انگيزه كه شايد هر يك از آنها به وسيلهء حضرت به حكومت شهر و ديارى برسند ، با آن حضرت بيعت كردند . « 2 »
از زيد بن علىّ بن حسين عليهما السّلام روايت شده است كه فرمود : به خدا سوگند اگر آنان مىتوانستند از طريق ديگرى غير از وابستگى به نام پيامبر و رسالت آن حضرت به حكومت برسند ، از پذيرش پيامبرى آن حضرت خوددارى مىكردند . « 3 »
حضرت رسول با درايت و آگاهىاش از آنچه در لوح محفوظ نوشته است ، تمام اينها را مىدانست و در عين حال بر آن حضرت واجب بود كه آنان را به اين كار انذار كند و پرچمى را برافرازد كه هدايتگر در آن وادىهاى خطرناك گمراهى باشد ، از اين رو ، بارها اين كلمات را به گوش حاضر و غايب رسانيد : « فاطمه پارهء تن من است ، هر كس او را آزار كند ، مرا آزار داده است و هر كس او را دوست داشته باشد ، مرا دوست داشته است . » حضرت با اين بيانات - كه نمونهها و نظاير فراوانى داشت - از ابهامات و پيچيدگىهاى حوادث و رويدادهاى پس از خود پرده برداشتند به طورى كه واضح و روشن بود كه هر كس در كنار فاطمه بايستد ، بر حق است و هر كس از او روى برگرداند ، باطل خواهد بود . و به جان خود سوگند مىخورم كه اگر فاطمه عليها السّلام وجود نمىداشت ، منافقان گمراهى كه به زور ، پيراهن خلافت را بر تن كردند و نصوص ولايت را ناديده گرفتند ، شناخته نمىشدند . زيرا حضرتش توانست بينى معاندان و سركشان را با حجّتهاى خود به خاك بمالد ، غلطاندازى و اشتباهكارىهاى
هامش
( 1 ) ابن أبى الحديد ، شرح نهج البلاغه ج 20 ص 298 .
( 2 ) بحار الأنوار ج 52 ص 86 .
( 3 ) حاج شيخ عبّاس قمى ، بيت الأحزان ص 57 به نقل از سيّد ابن طاووس در كتاب « كشف المحجّة » .