آنان را با براهين و دلايل روشن خود سركوب كند و نقاب نفاق را با سخنرانىهاى خود از چهره آنان به يك سو زند .
آرى ، سرّ اعظم و فلسفهء آن همه بوسههاى پيامبر اكرم بر دست و صورت و سينهء فاطمه عليها السّلام و آن همه احترام و گراميداشت آن است كه اين گونه كارها براى تيزهوشان و نكته سنجان از مصايب و فجايعى پرده برمىداشت كه پس از رحلت حضرت روى داد و از سيلى بر صورت ، و برخورد ميخ به سينه و افكندن كودك ششماههاش و ديگر مصيبتهايى كه بر آن حضرت وارد شد خبر مىداد و ان شاء اللّه در فصل مربوط به مظلوميّت آن حضرت به آنها اشاره خواهيم كرد .
( 1 ) 26 - جابر بن عبد اللّه انصارى گويد : در واپسين لحظههاى زندگى پيامبر اكرم و سكرات موت ، فاطمه عليها السّلام بر آن حضرت وارد شد ، خود را بر روى حضرت انداخت و شروع به گريه نمود . حضرت به هوش آمده ديده گشود و آنگاه فرمود : دختركم ! پس از من بر تو ستم مىشود ، پس از من تو را ضعيف و درمانده مىكنند . هر كس تو را بيازارد ، مرا آزرده است . هر كس تو را به خشم درآورد ، مرا به خشم درآورده است .
هر كس تو را خشنود سازد ، مرا خشنود كرده است . هر كس به تو نيكى كند ، به من نيكى كرده است . هر كس بر تو جفا كند ، بر من جفا كرده است . هر كس به تو بپيوندد ، به من پيوسته است . هر كس از تو ببرّد ، از من بريده است . هر كس با تو انصاف داشته باشد ، به من انصاف كرده است . هر كس بر تو ستم نمايد ، بر من ستم كرده است ؛ چون تو از منى و من از تو مىباشم . « 1 »
مستدرك فصل 10
( 2 ) يكى از ويژگيهاى منحصر به فرد آن حضرت كه هيچ يك از اوليا و اوصيا ، حتّى امامان و پيشوايان پاك اسلام صلوات اللّه عليهم أجمعين اين ويژگى را دارا نبودند ، آن است كه حضرت رسول بر دستهاى او بوسه زده است ؛ نه يك بار ، بلكه چندين بار ، و نه در يك جا بلكه در جاها و مواضع گوناگون . هرگاه حضرت زهرا بر پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم
هامش
( 1 ) بحار الأنوار ، ج 28 ص 51 چاپ اسلاميّه .