تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
( 1 ) همين فرمانروا ، كه نايب خاص حضرت است ، نماز جماعت را نيز در اوقات آن اقامه مىكند ، و هموست كه در مورد مسائل شرعى مردم فتوا مىدهد و ميان آنان قضاوت مىكند ، و به صريح روايت مازندرانى ، علوم عربيه ، اصول دين ، و فقه را از حضرت بقية اللّه - عليه السلام - فرا گرفته ، تدريس مىنمايد . و اگر نياز به مجادله و بحث ، پيرامون مسائل اعتقادى باشد ، به طور صريح و قاطع به مجادله مىپردازد و در تمام اين مناظرات پيروز مىشود . وى ، دستى دهنده ، و سفره‌اى گشوده بر روى ميهمانان دارد . در گذشته نام چندين نفر از فرمانروايان اين شهرها را ذكر كرديم . پنج نفر از آنان از اولاد آن حضرت - عجل اللّه تعالى فرجه - بودند - طبق روايت انبارى - و طبق روايت مازندرانى ، يكى از نوادگان حضرت حاكم و فرمانرواست . ( 2 ) مردم ، از فرمانرواى خويش ، اطاعت همه جانبه دارند ، و سخن آخر هميشه سخن اوست و در دل مردم ابهت و عظمت هر چه تمامتر دارد . گاهگاهى خبرهايى مىدهد كه عادتا نبايد از آنها خبرى داشته باشد . مثل اينكه گاهى اسامى مسافران تازه وارد را مىگويد و اين خود نشانه راستگويى و پايهء حكومت اوست . البته اين پيشگويىها ، آگاه ساختن از غيب نيست ، بلكه او اينها را از امام مهدى - عليه السلام - اگر چه با واسطه - نقل مىنمايد . و خود آن حضرت - عليه السلام - عالم است به تعليم خداى عزّ و جل او را ، از طريق الهام و مانند آن و لذا در روايت آمده است كه راوى مىگويد : عرض كردم : از كجا اسم من و نام پدرم را مىدانى ؟ پاسخ داد : بدان كه خصوصيات و ريشه و اصل و نسبت تو و مشخصات اسم تو و نام پدرت - كه خدا رحمتش كند - قبلا به من رسيده است . « 16 » و جز اين نمىتواند باشد كه اين مطالب ، قبلا از سوى حضرت مهدى - عليه السلام - به او رسيده است . ( 3 ) خود حضرت مهدى - عليه السلام - در اين مجتمعات به صورت ناشناس ، و يا كناره‌گيرى از جامعه ، حتى فرمانروايان ، با اينكه مورد اعتماد مىباشند ،
هامش
( 16 ) بحار الانوار ( كمپانى ) 13 / 140 ؛ طبع جديد 52 / 165 .
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 96 | سيد حسن افتخارزاده / السيد محمد الصدر