تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
منحرف و دروغين و يا امّت كناره‌گير و گوشه‌نشين . و به زودى توضيحات و شواهد بسيارى از كتاب و سنت را اين باره عرضه خواهيم كرد . ( 1 ) بنابراين هرگاه ، رودررويى با بيدادگرى و ستم از شرايط ظهور بوده و رعايت آن لازم باشد ، پس با اينكه حضرت بر خلاف ميل خود شاهد ورود آنها بر پيروان و دوستان خود مىباشد ، ولى در صدد از بين بردن آنها برنمىآيد ، و به خاطر مصلحت بزرگتر كه فرا رسيدن روز موعود باشد ، براى تغيير اوضاع آشفته مردم دخالتى نمىكند . لكن ظلم و ستمهايى كه در تحقق اين شرط اثرى ندارد و شرط اوّل براى عمل امام مهدى - عليه السلام - نيز در آنها حاصل است ، در اين صورت به موجب تكليف شرعى خود در رفع آنها مىكوشد و آنها را از بين مىبرد . و از آنجا كه ما با برنامهء زندگى حضرت مهدى - عليه السلام - مستقيما آشنا نيستيم ، از اينكه كدام ظلمى واجد اين شرايط هست و كدام نيست ، اطّلاعى نداريم و جز خود آن حضرت ، كسى از آنها با خبر نيست ، زيرا خداوند قابليت و شايستگى خاصى به آن حضرت بخشيده است كه مىتواند درد را شناخته و درمان نمايد . ( 2 ) نكته‌هايى چند : دوست دارم در پايان اين بخش به چند نكته اشاره نمايم : ( 3 ) نكتهء اوّل : مطلبى است كه چند سطر پيش گفتيم - كه برخى از انواع ستم و جور ، شرايط روز ظهور حضرت بقية اللّه را فراهم مىآورد و موجب فهم گسترده و درك همه جانبه امّت مىگردد و آن حضرت روياروى اين ستم نايستاده و در بر طرف ساختن آن نمىكوشد - از آن نمىتوان نتيجه گرفت كه ما هم بايد همچون حضرت مهدى - عليه السلام - رفتار كرده و در اين مورد از ايشان پيروى كنيم و بگذاريم كه ظلم و ستم اركان جامعه را متزلزل كند و در مقابلش هيچ‌گونه جهت‌گيرى نداشته باشيم . و اين تفكّر نمىتواند درست باشد ، زيرا تكليف و مسئوليّت شرعى ما ، با تكليف آن حضرت - عليه السلام - متفاوت است .