( 1 ) مهمترين اينها عبارت است از صيحهء آسمانى و ندا به اسم حضرت مهدى - عليه السلام - و گرفتن خورشيد در وسط ماه و گرفتن ماه در آخرش . اين نشانهها را گرچه ممكن است به معناى رمزى و سمبليك بگيريم لكن احتمالى بعيد است و اعتقاد ما بر آنست كه اين عبارات همان معناى صريح و ظاهر خود را دارند و قبلا دربارهء ميزان تأثير و اهميّت اين رويدادها در آگاه كردن افراد با ايمان و آزمايش شده نسبت به قرب ظهور و لزوم شتاب و رفتن به سوى حضرت مهدى - عليه السلام - براى يارى و همكارى سخن گفتيم .
( 2 ) و امّا معجزات ديگرى كه روايت شده است در اين سطح نيست زيرا آتشى كه از حجاز بيرون مىآيد و گردن شتران بصرى به سوى آن كشيده مىشود ، اين را بر خود ظهور حضرت حمل كرديم و بنابراين جزء علائم ظهور نخواهد بود .
و امّا آتشى كه از بيابانهاى دور دست عدن و يا از يمن بيرون مىآيد و مردم را به محشر فرا مىخواند بعد از رعايت ضوابط سندى اگر آن را قبول كرديم از نشانههاى قيامت و علائم بعد از ظهور خواهد بود نه اينكه از نشانههاى ظهور باشد . و همچنين است خروج خورشيد از مغرب ، مگر اينكه آن روايت را بر معناى رمزى يعنى ظهور خود حضرت حمل كنيم ( چنان كه سابقا گفتيم ) و به هر صورت آن را نمىتوانيم از علائم ظهور بدانيم .
( 3 ) و امّا كنار رفتن فرات از روى گنجى از طلا ، دربارهء آن صحبت كرديم و دانستيم كه يك امر طبيعى و معمولى است .
و امّا برگشتن مردهها به دنيا و مسخ شدن بعضى از افراد و پيدا شدن صورت و سينهاى در خورشيد « 84 » و ديگر علائمى كه گفتيم و يا اسمى از آن نبرديم ، با در نظر گرفتن ضوابط سندى قابل اثبات نيستند و لذا نيازى به بررسى نيست ، گرچه مىتوان از بعضى از آنها معانى دقيق رمزى بدست آورد و با مواردى تطبيق نمود .
اين بود تمام سخن دربارهء ناحيهء دوم در برداشت و فهمى عمومى براى علائم ظهور و ما بطور مفصّل و روشن فهميديم كه اين علائم چه ارتباطى با دورهء فتنه و
هامش
( 84 ) ارشاد / 337 .