« براى فرزندان فلانى چارهاى جز اين كه به حكومت برسند نيست . بعد از آنكه به حكومت رسيدند و سپس اختلاف پيدا كردند ، حكومتشان متفرّق شده و كارشان پراكنده خواهد شد . تا اينكه خراسانى و سفيانى بر آنها خروج خواهند كرد اين از مشرق و آن از مغرب و آن دو همچون دو اسب در حال مسابقه به سوى كوفه مىتازند اين از يك سوى و ديگرى از سوى ديگر تا اين كه به دست آنها فرزندان فلانى نابود مىشوند .
آگاه باشيد كه آنان هيچيك از آنها را باقى نخواهند گذارد . »
( 1 ) سپس فرمود :
« خروج سفيانى و يمانى و خراسانى در يك سال و در يك ماه ، منظم و پشت سر هم همچون دانههاى جواهر به نخ كشيده خواهد بود . » « 61 »
( 2 ) و نيز از حضرت باقر - عليه السلام - روايت كرده است كه :
« لا بد است از اين كه بنى عبّاس به حكومت برسند . وقتى به حكومت رسيدند و با يكديگر اختلاف كردند و كارشان متشتّت و پراكنده شد ، خراسانى و سفيانى بر آنها خروج خواهند كرد ؛ اين يكى از مشرق و آن ديگرى از مغرب و همچون دو اسب مسابقه به سوى كوفه مىتازند و از يكديگر سبقت مىگيرند ، اين از يك سوى و ديگرى از سوى ديگر تا اينكه به دست آن دو بنى عبّاس هلاك مىشوند . آگاه باشيد كه آن دو احدى از آنان را ابدا باقى نخواهند گذاشت . » « 62 »
( 3 ) خامسا : عقيدهء او از برخى از روايات استفاده مىشود كه وى مسيحى و يا از ساختهشدههاى دست مسيحيّت است ؛ همچون روايتى كه شيخ طوسى در كتاب الغيبه نقل كرده است كه :
« سفيانى از شهرهاى روم روى مىآورد براى انتقام ( يا : در حالى كه نصرانى شده ) و در گردنش صليب است و . . . » « 63 »
( 4 ) و از برخى روايات چنين استفاده مىشود كه وى مسلمان منحرفى است كه
هامش
( 61 ) غيبت نعمانى / 255 .
( 62 ) غيبت نعمانى / 255 - 256 .
( 63 ) غيبت شيخ طوسى / 278 .