نمىخواهيم در جزئيات آن وارد شويم . « 28 »
( 1 )
نكتهء سوم : ظهور دجال
در مورد دجال مصادر و كتب عامه روايات زيادى را نقل كردهاند ، و در مصادر شيعه تعداد بسيار كمى در اين باره آمده است . در كتب اهل سنّت موضوع دجال از اهميّت بسزائى برخوردار است و در خصوصيّات و كارها و برنامههاى او مطالب فراوانى ديده مىشود ، و ما اگر آنها را عباراتى رمزى و كنائى ندانيم و از آن احتمال صرفنظر كنيم مىبايست به بررسى و حل و نقد آنها بپردازيم تا درست را از نادرست تشخيص بدهيم . و لذا در ضمن چندين امر اين مسأله را مورد بررسى قرار مىدهيم .
( 2 )
امر اوّل : مقتضاى قواعد عمومى [ بودن خروج دجال ]
كه شناختيم آن است كه به خروج دجال معتقد باشيم ، زيرا اخبارى كه در اين باره رسيده به حدّ تواتر قطعى مىرسد لكن خصوصيّات و ويژگيهاى او قابل اثبات نيست ؛ زيرا بيشتر آنها در ضمن اخبار آحادى وارد شده كه از نظر ضوابط سندى قابل اثبات نيستند و لذا مىشود اكثر آنها را بر رمزى بودن حمل كنيم و عباراتى كنائى بدانيم .
( 3 )
امر دوم : صفاتى كه در كتب عامّه براى دجّال ذكر كردهاند .
ما در اينجا به همان چيزى كه در دو كتاب صحيح مسلم و بخارى در اين باره
هامش
( 28 ) براى اين جانب علّت اين همه پافشارى نويسنده و محقّق بزرگوارمان روشن نيست ، با آن وسعت نظرى كه دربارهء ديگر علائم از خود نشان دادند چگونه در اينجا اينهمه اصرار دارند كه حتما نفس زكيه را مربوط به محمّد بن عبد اللّه بدانند ؟ ! در اين كه روايات گوناگونى در اين باره وارد شده بحثى نيست ، حال يا بايد معتقد به دو نفر بنام نفس زكيّه بشويم و يا اصولا به اين گونه روايات در هيچ موردى استدلال نكنيم و الّا اگر خواستيم به روايات مذكوره توجهى كنيم نمىتوانيم به طور قطع بگوئيم كه حتما مقصود همان نفس زكيه زمان حضرت صادق - عليه السلام - بوده است و رواياتى هم كه در تأييد اين نظريّه در زمينهء دوم نقل كردند در محكم نبودن عبارات و احتمالات ضعيف داشتن كمتر از آن روايات دستهء اوّل نبود . ( مترجم )