تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 639

مساهمون:

ص٦٣٩
در بين مردم بپاخاست و ثناى پروردگار را گفت ، و سپس نام دجال را برده و گفت : « اى مردم من شما را از او مىترسانم . هيچ پيامبرى نبوده مگر اين كه مردم خود را از او ترسانيده است ؛ لكن من سخنى از او به شما مىگويم كه هيچ پيامبرى براى قوم خود نفرموده است : وى اعور است و خداوند اعور نيست . » ( 1 ) در حديث ديگرى « 38 » دربارهء او چنين آمده است : « وى مردى چاق ، سرخ‌رو ، با موى سر مجعّد و اعور است ، چشمش همچون دانهء انگورى است كه بر روى آب قرار گرفته باشد . » ( 2 ) مسلم « 39 » در ضمن حديثى روايت كرده است كه رسول خدا مىفرمايد : « آگاه باشيد كه او اعور است و خداى شما اعور نيست » . در حديث ديگرى گويد : « دجال چشم چپش اعور است » . در دو حديث ديگر گويد : « او ممسوح العين ( بدون چشم يا يك چشم ) است » . اين مضمون در ديگر صحاح و در مسند احمد حنبل و مستدرك حاكم و ديگر كتب حديث به صورتهاى فراوان نقل شده است . ( 3 ) پنجم : طول عمر دجال در اين باره مسلم و بخارى حديثى صريحا نقل نكرده‌اند ، و مسلم به صورت غير صريح در دو مورد مطلبى آورده است : مورد اوّل : حديث جساسه « 40 » كه در آنجا دجال دربارهء خود مىگويد : « من مسيح هستم و اميدوارم كه خداوند به من اجازهء بيرون شدن را بدهد ، پس بيرون مىشوم و روى زمين حركت مىكنم هيچ ده و شهرى نمىماند مگر اين كه به آنجا وارد خواهم شد . . . » ( 4 ) و از آنجا كه مىدانيم دجال تا كنون خروج نكرده معلوم مىشود كه تا الآن زنده است و تا وقتى كه خداوند به او اجازهء خروج بدهد زنده خواهد بود .
هامش
( 38 ) صحيح بخارى 9 / 75 . ( 39 ) صحيح مسلم 8 / 195 . ( 40 ) صحيح مسلم 8 / 205 .