كَبِيراً . وَ هُوَ الَّذِي . . .
:
و اگر مىخواستيم در هر شهرى ( پيغمبر ) بيم كنندهاى مىفرستاديم .
پس از كفار و ناگرويدگان پيروى مكن ؛ و دربارهء پيروى نكردن از ايشان كوشش داشته باش كوشش داشتن بزرگ . و اوست آن خدايى . . .
( 1 ) و مقصود از كلمهء « حجر محجور » همان فاصلهء ذاتى برهانى روشن است كه بين حق و باطل هيچگاه مخلوط نخواهد شد . و معناى پر شدن فرات از طلا روشن شدن حق به اندازهاى زياد و زياد شدن مخلصان و هواداران آن در دوران فتنه و آشوبها است . عدّهاى از كفّار و منحرفين به قصد تعرّض و جلوگيرى از حق دست به كار مىشوند ، و افراد با ايمان به دفاع از خويشتن پرداخته جنگ و كشتار زياد مىشود ؛ تا آن اندازه كه از روى مبالغه گفته مىشود ؛ از هر صد نفر نود و نه نفر كشته شده و بيش از يك نفر باقى نمانده است ، و در اين صورت عبارتى كه مىگفت چيزى از طلا را نگيريد معنايش آن مىشود كه بايد از حق تجاوز نكرد و در جنگ عليه آن شركت نجست .
( 2 ) اگر اين سه احتمال يا پيشنهاد مورد قبول قرار گيرد و صحيح باشد كه بسيار خوب ، و اگر هيچيك درست نباشد ، چون از نظر ضوابط سندى هم اسناد معتبرى نداشت از آن راحتيم و كنارش مىگذاريم و اگر اسنادش درست بود و معنايش را نفهميديم علم و فهم آن را به خدا و رسول واگذار مىكنيم .
( 3 )
امر نهم : وقوع مسخ
ابن ماجه « 87 » از حضرت رسول روايت كرده است كه فرمود :
« در پيش روى قيامت مسخ شدن است و به زمين فرو رفتن و افكنده شدن ( در دريا ) . »
در حديثى ديگر وارد شده است :
« در آخر امّت من ، فرو رفتن به زمين است و مسخ شدن و در دريا افكنده شدن . »
به همين مضمون دو حديث ديگر نيز وارد شده است .
هامش
( 87 ) رواياتى كه از ابن ماجه نقل كرديم در سنن ج 2 / 1349 به بعد مىباشد .