اين احتمال بر فرض صحت گوياى هيچ مسألهء اعجازآميزى نيست زيرا ممكن است بر اثر جريانات طبيعى مسير حركت آب تغيير كند ، و در زير آن معادن طلا پيدا شود كه قبلا كسى از آنها آگاهى نداشته است . ولى چنين احتمالى وجدانا بسيار بعيد و دور است .
( 1 ) پيشنهاد دوم : ممكن است حديث را به خيرات و بركات و محصولات فراوان آب فرات تفسير كنيم ، چه اينكه محصولات و دستاوردهاى كشاورزى باشد و يا اين كه بگوئيم از زير نهر فرات نفت - كه طلاى سياه هم به آن مىگويند - استخراج مىشود . و شايد اين احتمال مناسبتر باشد چون حديث مىگفت كه آن گنجينهاى است در شكم و داخل و يا زير آبهاى فرات كه جز با بر طرف كردن آب - به نحوى از انحاء - استخراج آن امكان ندارد .
در اين صورت درگيرى و جنگ بر سر استخراج نفت از منطقهء فرات بين دولتهاى استعمارگر به وجود آمده و موجب از بين رفتن اموال و نفوس فراوانى مىشود ، و عبارت از هر صد نفر نود و نه نفر از بين مىروند ، تعبيرى مبالغهآميز از همين جنگ و جدالها است .
( 2 ) پيشنهاد سوم : مقصود از كلمهء فرات دعوت حق و پيام خدائى است ، به قرينهء اين آيهء شريفهء :
وَ هُوَ الَّذِي مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ هذا عَذْبٌ فُراتٌ وَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌ وَ جَعَلَ بَيْنَهُما بَرْزَخاً وَ حِجْراً مَحْجُوراً
» « 86 » :
و اوست آن خدايى كه دو دريا را بهم پيوست ؛ اين يكى آبى است شيرين و خوشمزه و اين ديگرى آبى است شور و تلخ ، و ميان آن دو دريا را مانع و جلوگيرى كه بازدارنده است قرار داد .
( 3 ) به اين ترتيب كه « فرات » به حق و « اجاج » به باطل تفسير شود چون در رديف آياتى قرار گرفته است كه مربوط به دعوت الهى است . آيهء قبل از آن اين است :
وَ لَوْ شِئْنا لَبَعَثْنا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ نَذِيراً . فَلا تُطِعِ الْكافِرِينَ وَ جاهِدْهُمْ بِهِ جِهاداً
هامش
( 86 ) فرقان / 53 .