آنها بشود بعد از سختگيريهاى لازم سندى در بحث آينده به بررسى آنها خواهيم پرداخت .
قسمتهاى مهمّ آن موارد را در ضمن امور آينده مورد بررسى قرار مىدهيم .
( 1 )
امر اوّل : طول عمر دجّال ، بر اساس برداشت عمومى مردم از آن
مسلم در كتاب صحيح خود روايتى را نقل كرده است كه دجّال فرزند صائد است . وى به خاطر طلبى كه از رسول خدا داشت ايمان نياورد و خود ادّعاى رسالت نمود . عمر بن خطاب خواست او را بكشد رسول خدا به او فرمودند : « اگر او دجال باشد بر او مسلّط نخواهى شد و اگر دجّال نباشد كشتن او خيرى ندارد » « 60 » .
در روايت ديگر چنين آمده است : « اگر دجّال همان باشد كه تو او را مىبينى نخواهى توانست او را بكشى . » « 61 » .
در روايت سوم چنين آمده است : « اگر او كسى باشد كه از او مىترسى نمىتوانى او را بكشى » « 62 » .
( 2 ) و مقصود آن است كه اگر آن شخص همان دجّال باشد كه قابل كشته شدن نيست زيرا خداوند متعال چنين مقدّر كرده است كه وى داراى عمرى طولانى باشد .
اين عبارت با اينكه صراحتى ندارد در اين كه فرزند صائد همان دجّال باشد ، در عين حال گوياى اين مطلب مىباشد كه وى داراى عمرى طولانى است ، و تا هنگام قيام و ظهور حضرت زنده خواهد بود .
( 3 ) و مؤيّد اين مطلب روايتى است كه مسلم از رسول خدا نقل كرده است كه فرمود : « بين خلقت حضرت آدم تا برپائى قيامت آفريدهاى بزرگتر از دجّال نيست » « 63 » اگر از اين جمله طول عمر را بفهميم .
هامش
( 60 ) صحيح مسلم 8 / 192 .
( 61 ) صحيح مسلم 8 / 189 .
( 62 ) صحيح مسلم 8 / 190 .
( 63 ) صحيح مسلم 8 / 207 .