آيت و نشانهاى هستند كه از آغاز هبوط حضرت آدم تا آن وقت وجود پيدا نكردهاند « 58 » .
( 1 ) و همچنين نعمانى در كتاب غيبت از حضرت باقر - عليه السلام - روايت كرده است كه :
« در پيش روى اين امر ، گرفتن ماه است ؛ پنج روز به آخر ماه مانده ، و گرفتن خورشيد است در پانزدهم ماه ، و اين اتّفاق در ماه رمضان واقع خواهد شد و در اين هنگام حساب ستارهشناسان به هم مىخورد » « 59 » .
و به سند ديگر از حضرت صادق - عليه السلام - روايت كرده است كه حضرت فرمود :
« نشانهء خروج مهدى - عليه السلام - گرفتن خورشيد در ماه رمضان در سيزده و چهارده آن ماه است . »
( 2 ) شكّى نيست كه اين مسأله از نظر عقلى امكان دارد زيرا كسوف بر اثر واسطه شدن ماه بين خورشيد و زمين واقع مىشود و در نتيجه فرقى نمىكند كه ماه در آخر ماه و تاريك باشد يا اينكه بگوئيم در وسط ماه و روشن است . چنان كه گرفتن ماه بر اثر واسطه شدن زمين است بين آن و خورشيد و فرقى نمىكند بين اين كه به صورت هلال باشد در اوّل يا آخر ماه و بين اين كه بدر تمام باشد در وسط ماه ، با اين تفاوت كه سايهء زمين وقتى بر بخش تاريك ماه بيفتد در آن اثرى ندارد و نمىشود آن را ديد ، ولى اگر بر قسمت نورانى ماه كه هلال باشد بيفتد در آن اثر گذارده و بعضى يا همهاش را تاريك مىكند پس با قضاوت عقل محض اين قضيه ممكن است . از نظر قدرت خداوند هم كه امكان دارد ؛ زيرا او است كه هستى را آفريده و به هرگونه كه بخواهد مىتواند در آن تصرّف كند . آنچه مىبايست بدانيم آن است كه آيا با قانون معجزات تطبيق مىكند يا نمىكند ، البتّه با صرف نظر از اين نكته كه اين اخبار را براى اثبات يك رويداد تاريخى با ضوابط لازمه سندى كافى بدانيم .
( 3 ) و امّا به حسب قانون معجزات شكى نيست كه پديد آمدن چنين چيزى
هامش
( 58 ) كتاب الغيبه / 270 ؛ ارشاد / 339 ؛ غيبت نعمانى / 271 .
( 59 ) غيبت نعمانى / 272 .