مواجه شدهاند مسئوليّت دارند .
( 1 ) نسبت دادن فريب به رومىها در اين حديث از آن جهت بود كه پيمان دوران صلح را شكسته و انديشهء جنگهاى صليبى را استوار ساختند . و معناى اجتماع و اتّحاد آنها آن است كه در بين خود يك احساس مشترك بوجود آوردند كه براى رسيدن به اهداف علمى و اقتصادى و سياسى با يكديگر حركت كنند و پيش روند .
( 2 ) شايد روشنترين عبارتى كه براى اين فريبكارى و استعمارگرى كه با برنامههاى فرهنگى و اعتقادى و نظامى و اقتصادى اجرا كردند ، بتوان گفت همان جملهاى است كه رسول خدا - صلوات اللّه عليه و آله - فرمود ( به روايت ابن ماجه ) :
« پس در زير هشتاد پرچم مىآيند و در زير هر پرچم دوازده هزار نفر . »
اين ارقام و اعداد عدد خاصّى را معيّن نمىكند بلكه مىخواهد بگويد پرچمها و نفرات بسيارند و تعداد نفراتى كه در زير اين پرچمها به كار مشغولند از كلّ پرچمها خيلى بيشترند .
( 3 ) و اين همان وضعى است كه هم اكنون در دنيا مىبينيم كه اروپا با دهها بلكه صدها شعار و كلمات خيرخواهانه به سوى شرق دست دراز كرده و آن را تحت سلطهء خود قرار داده است ؛ و كسانى كه از اين شعارها گول خورده و به دنبال آنها در حركتند و سرود پيروزى و سرفرازى آن اهداف و پرچمها را مىخوانند تعدادشان از هزارها و ميليونها مىگذرد ، و رسول خدا در بيش از هزار سال قبل نمىتوانست با عبارتى بيش از بيست هزار از آن جمعيّتها ياد كند ؛ زيرا مىبايست اين قاعده را رعايت كند كه : « كلّم الناس على قدر عقولهم » « 46 » و جامعهء آن روز نمىتوانست آنچه كه بيشتر از اين تعداد واقع مىشود بفهمد زيرا به تصريح اين حديث جمعيّت اروپا در آن وقت بيش از نهصد و شصت هزار نفر نبودند .
( 4 ) و امّا آنچه ابو داوود به حديث افزوده است ، كه : « مسلمين دست به اسلحه برده و به جنگ برمىخيزند و خداوند اين گروه را با شهادت گرامى مىدارد . »
هامش
( 46 ) « با مردم به اندازهء عقل و فهمشان صحبت كن . »