و به هر حال احتمال دارد كه مقصود حضرت عسكرى آن باشد كه صاحب زنج از نظر فكرى و اعتقادى از ما نيست همچون پسر نوح كه از خاندان نوح نبود چون كار ناشايست انجام داده بود گرچه از نظر نسبى ارتباط داشت . و اللّه العالم .
( 1 )
امر ششم : جنگهاى صليبى
ابو داوود و ابن ماجه در كتابهاى صحيح خود با لفظى نزديك به هم از رسول خدا نقل كردهاند - ما عبارت ابو داوود را مىآوريم « 30 » - كه فرمود :
« به زودى با روم صلح و سازش خواهيد كرد ، و سازشى امنيّتآور ، و شما با آنها با دشمنانتان كه از پشت سر شما هستند خواهيد جنگيد و پيروز مىشويد و غنيمت بدست مىآوريد و به سلامت بيرون مىآييد و سپس برمىگرديد تا اينكه به مرتع ذى تلول مىرسيد ؛ مردى از مسيحيان صليب را بلند مىكند و مىگويد : « پيروز باد صليب ! » و مردى از مسلمين خشمگين مىشود و به سوى آن برخاسته ، آن را در هم مىكوبد . در اين هنگام روميها نيرنگ زده و براى انتقامگيرى با هم جمع مىشوند . »
( 2 ) ابو داوود با سندى ديگر اين مطلب را بر آن افزوده است :
« و مسلمانها دست به شمشيرهايشان برده و مىجنگند و خداوند آن گروه را به شهادت گرامى مىدارد . » « 31 »
( 3 ) و امّا ابن ماجه به حديث اوّل با سند ديگرى اين جمله را افزوده است :
« پس در زير هشتاد پرچم مىآيند ؛ زير هر پرچم دوازده هزار نفر مىباشند . » « 32 »
اين حديث شريف با دوران شكست و سستى تاريخ اسلامى كاملا مطابق است ، و ما گفتهايم كه بهترين دليل بر صحت يك روايت همان است كه آنچه كه خبر دادهاند واقع شده باشد و اين حديث از روشنترين مصاديق آن مىباشد ، زيرا بطور قطع و يقين مضمون آن اتّفاق افتاده و رخ داده است . و اگر ديگر رواياتى كه
هامش
( 30 ) سنن ابو داوود 2 / 425 ؛ سنن ابن ماجه 2 / 1369 .
( 31 ) سنن ابو داوود 2 / 425 .
( 32 ) سنن ابن ماجه 2 / 1369 .