نداشت و لذا به « ابو تغلب بن حمدان » فرمانرواى حلب و موصل كه از سوى خليفه نيابت داشت نامه نوشت و از او كمك خواست . ابن حمدان پاسخ مثبت به او داده لشكرى را از مرزهاى مسلمين گرد آورده و آهنگ جنگ با رومىها نمود .
لشكريان روم يكى بعد از ديگرى به مقابله با او آمدند و همگى شكست خوردند .
لذا وى قوّت قلب يافته در صدد فتح قسطنطنيه برآمد و « ورد » رومى كه مىخواست بر قسطنطنيّه مسلّط شود به همراه او بود .
( 1 ) در اينجا مىبينيد كه چگونه اين حمدانى با يك رومى همراه شده و با بقيّهء رومىها به جنگ برمىخيزد و بر آنها پيروز مىشوند ؛ همانگونه كه رسول خدا فرموده بود ، گرچه اين پيروزى دوامى نمىيابد ؛ چون وقتى مىخواست قسطنطنيّه را فتح كند ، رومىها سپاهيان بسيارى را به مقابلهء با او آوردند و او نتوانست مقاومت كند و شكست خورده و فرار كرد . « 39 »
حوادث ديگرى نشانگر وجود اطمينان و اعتماد بين دو گروه اسلامى و مسيحى است . از آن جمله : « ورد » رومى نام برده بعد از فرار از قسطنطنيّه به فكر افتاد كه به عضد الدوله در عراق پناهنده شود و از او كمك بخواهد . نامهاى به او نوشت و به او وعدهء همكارى و فرمانبردارى از او را داد . وى پاسخ نيكو و وعدهء كمك به او داد . اين خبر به پادشاهان روم رسيد . دو نفر از آنها كه با يكديگر برادر و بر قسطنطنيّه حكومت مىكردند نامهاى به عضد الدوله نوشته و هدايائى براى او فرستادند و از او دلجوئى كردند . وى چنين مصلحت ديد كه جانب آن دو را گرفته و « ورد » را يارى نكند . . . « 40 »
حوادث ديگرى كه گوياى اين وثوق و اطمينان مىباشد نيز وجود دارد .
( 2 ) اگر كسى بگويد : ظاهر اين حديث نبوى شريف آن است كه پيروزى بدست آمده از همكارى مسلمين و روم ، يك پيروزى پايدار و واقعى است ، در صورتى كه ديديم نتيجهء اين جنگها در آخر فرار و شكست بود .
هامش
( 39 ) فتوحات الاسلاميّه 1 / 347 .
( 40 ) فتوحات الاسلاميّه 1 / 347 .