تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 554

مساهمون:

ص٥٥٤
( 1 ) اشكال دوم : تمامى علامات ظهور متضمّن پيشگوئيهائيست . چگونه مىتوانيم آنها را صحيح بدانيم با اينكه آگاهى انسان از آينده ممكن نيست ؟ پاسخ : خبر دادن از آينده ، جز از راه آگاهى از طرف خداوند علّام الغيوب امكان ندارد ؛ چه اينكه از طريق وحى باشد و يا به هر وسيله‌اى كه با يك واسطه يا چند واسطه به خدا برسد ، چنان كه رسول خدا - صلوات اللّه عليه و آله - و ائمّه - عليهم السلام - اين چنين بودند ؛ و اگر كسى بخواهد در اين زمينه اشكال كند ، مىبايست از نو دربارهء اصل اعتقاد به اسلام با او صحبت شود كه فعلا در اين كتاب جاى بحث آن نيست . ( 2 ) بنابراين تا وقتى كه معصوم از حوادث آينده آگاهى دارد مىتواند از آنها خبر بدهد و گاهى مصالحى در بين هست كه مىبايست از آينده خبر داد ، مثل اينكه اين رويدادها كاشف از ظهور حضرت باشند كه قبلا هم گفتيم بسيارى از آن حوادث در صورتى علامت ظهورند كه در حديث و روايت آمده باشند و اين اخبار سهمى بسزا در برنامه‌ريزى الهى دارند . بنابراين مىبايست به متون احاديث نگريست . اگر پديده‌اى تاريخى را اثبات كردند كه براى علامت معيّنى كافى بودند ، بايد آن را پذيرفت و الّا مىبايست آن را كنار گذاشت زيرا توان اثبات را ندارد ، نه اينكه اساس آن را ناديده بگيريم و در آن مناقشه نمائيم . ( 3 ) اشكال سوم : علائم ظهور همانطور كه افراد با اخلاص و آزمايش شده و ياران حضرت بقيّة اللّه را آمادهء ظهور مىكند و باعث مىشود آنها خود را ساخته و بر آمادگى خود بيفزايند براى دشمنان حضرت نيز ممكن است اين مسأله را بوجود آورد كه خود را آمادهء مقابله كنند و بر نيروها و آمادگى خود براى مبارزه با حضرت بيفزايند ؛ و اين هشدار بر خلاف مصلحت است . چگونه مىشود اين كار بر خلاف مصلحت در برنامه‌ريزى الهى واقع شود ؟ پاسخ اين اشكال را مىتوان در چندين زمينه داد :
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 554 | سيد حسن افتخارزاده / السيد محمد الصدر