( 1 )
جهت سوم : بررسى و حلّ اشكالات و اعتراضات وارد بر علائم ظهور
اشكال اوّل :
برخى از اين علائم كه در روايات آمده است گوياى معجزات و خوارق عاداتى است كه پديد آمدن آنها امكان ندارد و بنابراين مىبايست ، فقط آنهائى را پذيرفت كه به صورت طبيعى و معمولى اتّفاق مىافتد .
پاسخ : قانون معجزات بهترين داور براى اعتقاد به آنها است كه با منطبق ساختن آن قانون با اين موارد مىتوانيم آنها را بپذيريم و يا رد كنيم . با اين توضيح كه ، هر علامتى كه اقامهء دليل و حجّت بر وجود حضرت بقيّة اللّه منحصر به آوردن آن علامت باشد مىتوان گفت كه خداوند متعال آن را معجزهآسا و به صورت غير طبيعى انجام مىدهد و مىبايست هم انجام دهد تا حجّت را اقامه كند ، و اين مطلب مطابق با قواعد عمومى ثابتشدهء اسلامى است . و اگر آن علامت منقوله در اين راه قرار نگرفت ، مطابق قاعده نبوده و نمىبايست آن را قبول كرد و تا وقتى كه قطعى و مسلّم نشده نمىتوان آن را پذيرفت ، و در اسلام دليل قطعى بر لزوم پذيرفتن آن نداريم .
( 2 ) ما وقتى علائم را جستجو مىكنيم در بين آنها چيزى نمىيابيم كه بر پايهء اعجاز استوار باشد ، بجز برخى از رويدادهاى تكوينى كه پيش از ظهور واقع مىشود مانند خسوف و كسوف در غير موقع خودش و يا صيحهء آسمانى ، كه دربارهء آنها به زودى بحث خواهيم كرد و تطابق آنها را با قانون معجزات بازگو خواهيم نمود .