( 1 ) زمينهء سوم :
بر فرض پذيرفتيم كه دشمنان حضرت بقيّة اللّه - عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف - علائم ظهور را فهميده و شناخته و به هنگام تحقّق و وقوع آنها آن علائم را درك كردند و خود را مهيّا ساختند تا در مقابل حضرت بايستند و مبارزه كنند ، مگر ظهور يك امر خودكار و اتوماتيك است كه بلافاصله بعد از تحقّق علائم واقع شود و نتواند خود را حفظ كند ؟ نه ، چنين نيست ، بلكه يك امر اختيارى است كه از سوى خداوند برنامهريزى شده ، و ممكن است حتّى بعد از تحقّق علائم تا چندين سال به تأخير افتد تا اين آمادگى مقابله و دشمنى از بين رود ، و حضرت ظهور نخواهد كرد مگر در حال غفلت دشمنانش تا آنها را غافلگير كند .
( 2 ) اگر كسى بگويد : دربارهء علائمى كه نزديك و چسبيده به ظهور مىباشند چه مىگوئيد كه اگر از آنها تخلّف كند و تا مدّتى به تأخير افتد بر خلاف فرض مىشود ؟
گوئيم : به دو صورت به اين سؤال پاسخ مىدهيم :
اوّل : معناى نزديكى به زمان ظهور آن نيست كه فقط چند روزى با ظهور فاصله دارد و آنچه كه بر اين مطلب دلالت دارد مىتوانيم از نظر سند روايت آن را مردود بدانيم و كنار بگذاريم ( چنان كه دربارهء قتل نفس زكيّه خواهيم گفت ) .
بلكه مقصود از قرب زمان نزديكى در مقابل قرنها و قرن است و ده سال و بيشتر از آن هم نزديك به زمان ظهور حساب مىشود ، و معلوم است كه آمادگى رزمى نمىتواند دهها سال طول بكشد .
( 3 ) دوم : ادلّه و مدارك بسيارى داريم كه مىگويد ظهور در هنگامى اتّفاق خواهد افتاد كه مقابله با سلاح براى دشمنان حضرت مهدى - عليه السلام - خيلى دشوار خواهد بود ، و بر فرض كه بخواهند با آن حضرت به مقابله برخيزند شرايط اجتماعى و اقتصادى و طبيعى موجب فرار و هزيمت آنها شده و پا به فرار خواهند گذاشت .
با توجّه به اين مطلب بايد چنين در نظر بگيريم كه اين علائم نزديك به زمان
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 557
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٥٥٧