( 1 ) زمينهء اوّل :
ما اگر بشريت امروز ، بلكه تمام دورههاى تاريخ را بنگريم مىبينيم اين اشكال دربارهء هيچيك از آنها صدق نمىكند . و امّا نسبت به منكران وجود حضرت و كسانى كه روز موعود را به خاطر ديدگاههاى مادّى خود قبول ندارند ، اينان علائم ظهور را هم طبيعتا بكلّى قبول نخواهند داشت و هيچ حادثهاى را كاشف از ظهور و يا نشان ظهور نخواهند دانست ، و اصولا ظهورى را قبول ندارند تا علائم و نشانههائى براى آن قائل باشند .
( 2 ) و امّا نسبت به كسانى كه روز موعود را قبول دارند و تابع ديگر اديان و مكاتب هستند ، نزد آنها علامت و نشانهاى براى آن روز نيست و به هيچ مقدّمه و نشانهاى توجّه ندارند . و لذا آنان همچون منكران اصل مهدويّت و روز ظهور در انتظار چيزى نيستند و با منكران در اين مسأله يكسانند . عدّهاى از مسلمانهاى منحرف و بىعقيدهاى كه بر مبناى تفكّر مادّى مىانديشند و يا در فكر مصالح و تأمين نيازمنديهاى شخصى خود هستند نيز مانند آنهايند .
و بعد از حذف اينها جز عدّهاى از مسلمانهاى با اخلاص كه بوجود آن حضرت اعتقاد داشته و منتظر ظهور شريف اويند باقى نمىمانند ، كه اينان تمام علائم را شناخته و وقوع آن حوادث آنان را متوجّه قرب زمان ظهور كرده و با مشاهدهء آن بر آمادگى خود مىافزايند ، و خود را از نظر روحى و ايمانى و اجتماعى مهيّاى ظهور مىكنند بعد از آنكه تمحيص الهى نيز اثر عميق خود را در يكى از چهار سطحى كه سابقا ذكر شد در آنها گذارده و بارور شده است .
( 3 ) زمينهء دوم :
اين اشخاص منحرف و كافر كه از توجّه آنها به ظهور حضرت بيم داريم ، هيچگاه ملتفت و متوجّه نخواهند شد ؛ گرچه بطور احتمال بفهمند كه اخبارى بر وقوع آن دلالت مىكند .
انگيزهء غفلت آنها را چندين چيز ممكن است بدانيم ، كه مهمترين آنها عبارت از مسائل ذيل است :
اوّل : انحراف از راه حق به خودى خود انسان را سرگرم منافع و
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 555
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٥٥٥