تفاوتى كه بين كمالات حضرت با كمالات بقيّه مردم هست ، قابل سنجش نيست .
زيرا اصولا كمالات پيشين امام با افراد معمولى و عادى فرق دارد .
( 1 ) اين تكامل را نمىتوانيم به نام تكامل تمحيص بناميم ؛ با اينكه از همان قاعده و قانون پيروى مىكند و داراى همان بار و همان نتيجه است . زيرا معناى اوّليّهء تمحيص ، گزينش خوب از بد ( و ناسره از سره ) است . و معنائى كه ما براى آن اصطلاح كرديم ، عبارت بود از عاملى كه فرد را از قصور و كمبود ، به كمال و برترى مىرساند . و هيچيك از اين دو معنى دربارهء امام و رهبر جهانى ، مناسب نيست و مصداق ندارد . زيرا آن حضرت در اوّلين درجهء مقام رهبرى ، در عاليترين درجهء كمالات بودند . بطورى كه با هيچيك از افراد بشر قابل مقايسه و سنجش نبودند .
( 2 ) عامل سوم : تلاشها و كوششها و فداكاريهائى كه شخص رهبر در راه انجام وظيفه رهبريش انجام مىدهد كه با انجام آنها بر درجات كمال خود مىافزايد و به شخصيّت و ارزندگى خود فزونى مىبخشد .
( 3 ) از نمونههاى تاريخى مىتوان پذيرش حضرت ابراهيم خليل ، دستور كشتن فرزندش را ، كه با شرح صدر كامل و رضايت خاطر پذيرفت ؛ مثال زد . و همچنين قيام حضرت امام حسين و دست زدن به آن نهضت خونين را نمونه آورد . و لذا است كه حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - به آن حضرت فرمود كه براى تو مقامهائى در نظر گرفته شده است كه جز با شهادت به آن مقامات نخواهى رسيد .
و اين همان معنائى را در بر دارد كه ما براى تمحيص اختيارى و نسبت به افراد معمولى آزمايش شده گفتيم . البتّه با اختلاف در مرتبه كه به زحمت مىتوانيم نام تمحيص را روى آن بگذاريم . بلكه عبارت است از تكامل اختيارى از درجات بالاتر .
( 4 ) شخص رهبر هر چه از طريق اين عوامل سهگانه بر تكامل خود بيفزايد ، و يا از هر راه ديگر كمالات خود را فزونى بخشد ، بر خوبى و كمال رهبرى خود مىافزايد ، و پياده كردن نقشهء عدالت جهانى براى او آسانتر مىگردد ، و مىتواند با شايستگيهاى برين و انديشهء ژرف الهام يافتهاش ، دشواريهاى جهانى را در سر
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 525
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٥٢٥