مىگردد ، زيرا قبلا گفتيم كه هرگاه فردى به يك درجه از كمال رسيد ، شايسته و مستحقّ رسيدن به مقام بالاتر مىشود . و در اين قاعده فرقى بين معصوم و غير معصوم نيست ( بر طبق دليلى كه در فلسفهء الهى اثبات كنندهء اين مطلب است ) .
( 1 ) رهبر جهانى كه در آغاز در سطح اوّليه از شايستگى و قابليّت است ، و فردى همچون حضرت بقيّة اللّه - عليه السلام - مىباشد ، مىتواند از طريق عوامل ويژهاى خود را كاملتر گرداند . و مىتوانيم آن عوامل را به سه چيز ارجاع دهيم :
عامل اوّل : الهام براى مقام رهبرى جهانى كه نخستين مرحلهء كمال را پيموده است . الهام شدن از سوى خداوند به او ثابت و مسلّم است . و مىتوانيم با چندين دليل آن را ثابت كنيم كه در اينجا به ذكر دو دليل اكتفا مىكنيم :
( 2 ) دليل اوّل : مطلبى است كه در اخبار و احاديث آمده است كه هرگاه امام بخواهد چيزى را بداند ، خداوند به او مىفهماند . مرحوم كلينى باب ويژهاى را اختصاص به نقل اين روايات داده و آنها را نقل كرده است . امام كه با تعبير جديد ما همان رهبر جهانى است ، هرگاه با مشكلى برخورد كند كه نتواند آن را حل نمايد و پاسخ آن را نداشته باشد ، خداوند به ذهن او الهام كرده و جواب درست را به او مىفهماند .
( 3 ) دليل دوم : از آنجا كه رهبرى جهانى داراى مشكلات و دشواريهائى است ؛ تا الهام از سوى خداوند نباشد ، امكان انجام آن براى هيچكسى نيست . زيرا بايد از راه الهام بسيارى از رويدادها را با خبر شود و دستورات لازمه را از خداوند بگيرد . وقتى انجام آن وظيفه مبتنى بر الهام شد ، بر خداوند لازم است كه اين معجزه را پديد آورد ( بر طبق قانون معجزات ) تا نيازهاى دولت و حكومت اسلامى كه هدف اساسى از آفرينش انسان بود ، برآورده شود . ( در تاريخ ما بعد الظهور در اين باره مفصّلا بحث خواهيم كرد . )
( 4 ) عامل دوم : دشواريها و آزمايشاتى كه شخص رهبر گرفتار آنها خواهد بود .
درگير شدن با مشكلات ، خود عاملى مهم براى ارتقاء درجات كمال خواهد بود . به همان تفسير و توضيحى كه براى تكامل حاصل شده از تمحيص گفتيم . البتّه با در نظر گفتن تفاوتى كه در درجات اشخاص وجود دارد . زيرا
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 524
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٥٢٤