آورديم ، مقدّم است . زيرا از عدم موفّقيّت برنامه مدّعى مهدويّت ، پى مىبريم به بطلان ادّعاى او . و مىفهميم كه اين شخص آن مهدى منتظر و آن قائم حقيقى اسلام نيست . زيرا مهدى در نظر ما جز همان پيشواى جهانى كه برنامهء عدالت راستين و فراگير جهانى را پياده مىكند شخص ديگرى نيست .
( 1 )
زمينهء دوم : رشد و حركت تكاملى شايستگى رهبر
از مرحلهء كامل بودن به مرتبهء اكمل شدن ، از نظر برنامهاى كه طرح كرده و دليل آن را مىآوريم .
در اين باره از سه جهت بحث مىكنيم :
( 2 ) جهت اوّل :
تعريف و تبيين برنامهء مورد نظر ، و مفهومى كه مقصود ما است ، و معناى تكامل را نسبت به آن شخصيّت بزرگوارى كه شايستگى رهبرى جهان را دارا است توضيح داده و عوامل آن را بررسى مىكنيم .
( 3 ) درجاتى كه عقل مىتواند براى تكامل تصوّر كند ، بىنهايت است . هرگاه فردى به يكى از درجات كمال رسيد ، مستحقّ رسيدن به درجهء بعدى نيز هست .
درجات ايمان از اوّلين مرحلهء كمال شروع شده و به وجود بينهايت ، كه جامع تمام صفات كماليّه است كه خداوند باشد ، منتهى مىشود . و هيچگاه ممكن نيست كه انسان به درجهء كمال بينهايت برسد بلكه هميشه از درجهء كامل به مقام كاملتر و از آن مقام به مقام برترى رسيده و به هر درجه برسد ، بازهم محدود است و به بينهايت نخواهد رسيد ( چنان كه در فلسفهء الهى اين مطلب ثابت شده است ) .
( 4 ) مؤمنان كه درجات ايمان را از اندك شروع كرده رو به فزونى رفتهاند ، بر همين اساس بوده و لذا است كه مىتوانيم بگوئيم ، بالاتر از مقام عصمت نيز مقامى هست . و معصوم با اينكه بهترين انسانها است باز قابل تربيت و ارتقاء به درجات بالاتر مىباشد . زيرا هر چند پائينترين درجهء او بالاترين درجهء تكامل نسبت به بقيّهء افراد به حساب مىآيد ، در عين حال براى او امكان بالا رفتن به درجات بالاتر هست ، و هيچگاه عاليترين درجه ، آخرين درجه نخواهد بود .
وقتى امكان اين تكامل ثابت شد ، ضرورت و حتميّت آن نيز اثبات