به يكديگر پيوند زند ، و كسى در روى زمين گناه و نافرمانى خداوند را نكند ، و حدود الهى در بين مردم اجرا گردد و برپا شود ، و خداوند حق را به صاحب حق برگرداند و ديگر هيچ حقّى مخفى نماند و به خاطر ترس از مردم حقيقتى پوشانده نباشد ! ؟ آگاه باش ، به خدا سوگند اى عمّار ، كسى از شما در چنين حالتى كه تو هم اكنون مىباشى ( و در انتظار آن دولت حقّه به سر مىبرى ) نمىميرد ، مگر اينكه در پيشگاه خداوند از بسيارى از شهداى بدر و احد برتر است . پس بشارت باد شما را . »
( 1 ) جاى هيچگونه ترديد و شبههاى نيست كه اين روايت ، گوياى برترى عبادت و پرستش و صبر و پايدارى در دوران ظلم و انحراف ، بر عبادت در دورهء راحت و آسايش است ، گرچه راحتى و آسايش از سوى حكومت حق و دولت حضرت مهدى - عليه السلام - باشد .
با اينكه دلالت اين روايت بر اين مطلب بسيار روشن و واضح است ، در عين حال ، اشاره كردن به دو نكته بىفايده نيست :
( 2 ) نكتهء اوّل :
حضرت صادق - عليه السلام - ، فضيلت صابرين را محدود كرد به اين كه حتما با امام پنهان باشند ، و در اينجا مقصود از امام مستتر و پنهان به قرينهء ساير مطالب روايت ، امامى است كه امر امامت او در استتار است و مستقيما در مقام حكومت و رهبرى علنى امّت قرار ندارد .
( 3 ) ممكن است كسى بگويد : ما هم اكنون در دوران غيبت كبرى ، نه با امام ظاهر و آشكار هستيم ، و نه با امام پنهان و مستور ( بدين معنى كه در روايت بود ) ، بنابراين فضائلى كه در روايت گفته شده بود ، شامل حال ما نمىشود .
( 4 ) به اين شبهه در دو مرحله مىتوان پاسخ داد :
1 ) ما در اين دوره نيز عملا طبق عقيدهء اماميّه با امام مستور و پنهان مىباشيم ، و لذا فضائلى كه در اين روايت آمده است شامل حال ما هم مىشود ؛ زيرا آنچه كه مهم است همراهى و معيّت با امام از حيث ايمان و عقيده است ، نه معيّت جسمى و ظاهرى . و علاوه بر اين مىتوان معاصر بودن با آن حضرت را نيز براى تحقّق مفهوم « با امام بودن » بر مطلب گذشته افزود . و هر كس كه معتقد به
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 462
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٤٦٢