رسول خدا ، اين جهاد حتمى و لازم بود ، و بعد از رحلت آن حضرت به كلّى از بين رفت ؛ و زمامداران مسلمين نيز ، از همان انگيزههاى عاطفى كه رسول خدا ايجاد كرده بود ، استفاده كرده و در جنگها و حملات خود از آن بهره بردند . و لذا چندان هم آن روحيّه و شور و حرارت دوام نياورد ، و فقط براى چند سالى فتوحات و پيروزىهايى را نصيب جامعهء اسلامى نمود ، با اينكه نه مردم چندان از امتحان به سلامت بيرون آمده بودند ، و نه رهبرى شايسته داشتند .
اين رهبرى بزرگ و شايسته ، به زودى در شخص شخيص حضرت بقيّة اللّه - ارواحنا فداه - شكل يافته ، از راه جهادى همه جانبه ، عدل و داد را در سراسر گيتى بر پاى خواهد ساخت ، تا آنكه زمين را به همانگونه كه از ظلم و ستم پر شده است ، از عدل و داد آكنده سازد .
( 1 ) امر سوم :
امر به معروف و نهى از منكر ، آن دو شرط ( آزمايش مردم و رهبرى شايسته ) را لازم ندارد ، بلكه در شكلهاى مختلف و گونههاى ديگر نيز قابل عمل مىباشد .
چون مىدانيم كه انجام اين تكليف مهمّ اسلامى ، جز به شناخت معروف و احتمال تأثير و اطاعت از آن كس كه مورد امر و نهى قرار مىگيرد ، به چيز ديگرى وابسته و مشروط نمىباشد ، و نيازى به فداكارى و از خودگذشتگى فراوان و بينشى عميق و ژرف و اخلاصى در سطح عالى ندارد . و از شرايطى كه حضرت صادق برايش بر شمردند ، كه عبارت بود از عدم ترس و احتمال ضرر ( چون عبارت حضرت چنين بود كه : امّا صاحب تازيانه و شمشير ، پس نه ) مىتوانيم بفهميم كه وابسته بودن به اين شرايط مخصوص ، به همين عبارات نسبى است تا شامل حال همه افراد بشود ، و حتّى انسانهاى معمولى كه چندان هم از بينش عالى و آزمايش كامل برخوردار نيستند ، در اين راه قرار گيرند و تا جايى كه خطر جان در بين نيست و مىتوانند جلو بروند ، به اين امر مهمّ اقدام كنند .
تا اينجا ، ما مىتوانيم از اين بحث و اين وظيفه ، دو نتيجه معتبر و با ارزش به دست آوريم :
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 398
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٣٩٨