خواصّ خودتان روى آوريد و امر ( كار يا فرمان ) عوامتان را وانهيد » .
( 1 ) مقصود از اين فرمايشات در اين حديث شريف - البته با در نظر گرفتن قواعدى كه بايد در فهم روايات به كار برد - آن است كه مىبايست هر چيز را كه دليلى بر آن اقامه شده است گرفت و بدان پايبند بود ؛ بدان معنى كه هرگاه دليل صحيح اقامه شد بر اينكه فلان كار معين ، حكم اسلامى ، و يا عقيدهاى مربوط به اسلام است ، واجب است كه آن را پذيرفت و بر طبق آن ، اگر قانون و دستور است عمل كرد ، و اگر عقيده و انديشه است بدان معتقد بود . و امّا آنچه بر خلاف دليل صحيح است ، بايد رها كرد و آن را بدعت و انحراف دانست .
( 2 ) اشخاصى كه اين گونه مطالب را مىفهمند و تشخيص مىدهند كه حكم اسلامى چيست و عقيده اسلامى و بر حق كدام است ، اينان ديگر آن توده عوام الناسى نيستند كه به دنبال هر صدايى به حركت در آمده و با هر بادى به سويى بجنبند ؛ زيرا اينان خواهناخواه تحت تأثير افكار انحرافى قرار گرفته ، هوى و هوسها آنها را به انحراف مىكشاند ؛ و آن گروه خاص مىبايست كه از اين تودههاى منحرف دورى گزيده و خود داراى رأى و انديشهاى مستقل باشند . اين حكم فقط مربوط به كسانى است كه در احكام و ادله اسلامى صاحب نظر بوده و توانستهاند احكام و دستورات خدا را خود به دست آورند . اينان خود را به زحمت انداخته عقايد و مفاهيم اسلامى را بررسى نموده و با ديدى ژرف پذيرفتهاند .
( 3 ) و بدين وسيله رسول خدا - صلوات اللّه عليه و آله - خواستهاند كه نظر يك فرد مسلمان را به سوى اينان جلب كرده ، و بر او واجب نمايند كه پيرامون اين دانشمندان و كاوشگران را بگيرد تا او را به سرچشمه حقيقت رسانده و از باطلها به دور نگاه داشته ، و از گرداب فتنهها و آشوبها نجات دهند ، و او را در آزمايش بزرگ الهى پيروز و موفق گردانند « 2 » .
هامش
( 2 ) ممكن است كه حديث را طورى ديگر نيز معنى كنيم ، و آن اينكه بگوييم : حديث مربوط به تعيين وظيفه در دوران غيبت نيست ، بلكه رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - از حال عمومى مردم خبر مىدهند ، به عنوان اخبار از يك واقعيّت نامطلوب از حال مردم ، كه شماها فقط به همان اندازه كه مىشناسيد عمل مىكنيد و ديگر احكام و دستوراتى را كه از آن آگاه نيستيد رها مىنمائيد و