مهمترين عنصر براى پيدايش آن ، موفقيّت در آزمايشى است كه در زمينههاى ظلم و ستم براى اشخاص پيش مىآيد .
( 1 ) دوم : دانستيم كه بر هر فردى لازم است خود را در مسير جلب رضايت و خشنودى حضرت قرار دهد ، و بتواند به هنگام ظهور و پيش از آن مورد رضايت حضرت قرار گيرد ؛ و در صورتى موفق به آن خواهد شد كه با دقت هر چه تمامتر به دستورات اسلامى در تمامى زمينههاى فردى و اجتماعى عمل كند . و بايد بداند كه رضايت خاطر حضرت ، فقط در عمل به احكام شخصى و فردى حاصل نخواهد شد ، بلكه بايد به وظايف اجتماعى خود نيز عامل باشد و نسبت به آنها كوتاهى نكند ؛ كه كوتاهى و سستى در آنها را خدا و پيامبر و حضرت مهدى نمىپسندند .
بنابراين ، اعتقاد به وجود حضرت بقيّة اللّه ، خود مهمترين انگيزه براى تلاشهاى اجتماعى و سازندگى جامعه بوده ، و اين انگيزه بدون آن اعتقاد رنگى نداشته و كار زيادى از آن ساخته نيست ؛ و جز اين نيست كه رو گردانى عموم مردم از تلاش و عمل ، حاصل عدم توجّه آنان به رهبر خود و غفلت از مسئوليتهايى است كه در پيشگاه او دارند .
( 2 ) سوم : صرفنظر از دو نكته پيش ، و بر فرض كه براى اعتقاد به وجود حضرت بقيّة اللّه - عجل اللّه تعالى فرجه الشريف - هيچگونه اثر و انگيزهاى اجتماعى قائل نباشيم ، ديگر اين را نمىتوان گفت كه اعتقاد به آن حضرت مانع و بازدارنده از تلاشها و جنبشهاى اجتماعى است و از آنها جلوگيرى مىكند ؛ و لذا اگر عامل ديگرى براى تلاش وجود داشته باشد مىتواند به طور آشكار تأثير خود را بنمايد و در عقلها و دلهاى مخلصين اثر گذارد .
( 3 ) سرّ اين مطلب در زمينه عقائد اسلامى بسيار روشن است زيرا آن دسته احكام اسلامى كه در كتاب و سنت وارد شده ، براى عموم مردم روشن و شناخته شده است و مورد عمل مردم مىباشد و هميشه مردم خود را در قبال آنها مسئول دانسته و مىدانند . و اين چنين نيست كه اعتقاد به وجود حضرت بقيّه اللّه - عجل اللّه تعالى فرجه الشريف - مانع از عمل به آنها باشد ، و يا آنها را مخصوص به
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 363
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٣٦٣