تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
و روايات نيز بر آن دلالت دارند . ( 1 )

قسم پنجم : اخبار و روايات تمحيص و امتحان .

بعد از آنكه فلسفه امتحان را دانستيم و فهميديم كه اساسىترين مادّه در برنامه‌ريزى الهى است ، هم اكنون مىخواهيم به بررسى روايات وارده در اين مورد بپردازيم و با عبارات آنها آشنا شويم . ( 2 ) 1 ) ابو داوود « 62 » و ابن ماجه - با لفظى نزديك به هم - از رسول خدا روايت كرده‌اند كه آن حضرت فرمود : « چگونه مىگذرد بر شما زمانى كه در پيش است و به زودى فرا خواهد رسيد ! مردم در آن زمان غربال مىشوند و عدّه‌اى فرومايه باقى مىمانند كه عهد و پيمان خود را مىشكنند ؛ آنگاه با يكديگر به نزاع برخاسته و اختلاف كرده و اين چنين خواهند بود - و در اين هنگام حضرت بين انگشتان خود را باز كرد - . . . » « 63 » ( 3 ) 2 ) شيخ صدوق در كمال الدين و كلينى در كتاب كافى از حضرت صادق - عليه السلام - روايت كرده‌اند كه آن حضرت فرموده است : « اين امر به شما نمىرسد مگر بعد از نوميدى . نه به خدا سوگند ، تا اينكه از يكديگر تميز داده شويد ؛ نه به خدا قسم ، تا اينكه امتحان شويد ؛ نه به خدا سوگند ، تا شقى و بد فرجام گردد آن كس كه شقى خواهد شد ؛ و به سعادت دست يابد ، آنكه سعيد مىگردد . » « 64 » ( 4 ) 3 ) شيخ صدوق از آن حضرت روايت كرده است : « چگونه هستيد شما وقتى كه بدون امام و بدون راهنما و پيشوا باقى بمانيد ، برخى از شما از برخى ديگر بيزارى جويد . در اين هنگام امتحان و آزمايش مىشويد و از يكديگر مشخّص شده و غربال مىگرديد . . . » « 65 »
هامش
( 62 ) سنن ابن ماجه 2 / 237 ( 63 ) سنن ابن ماجه 2 / 1307 ( 64 ) كمال الدين / 346 ؛ كافى 1 / 370 ( 65 ) كمال الدين / 348