و روايات نيز بر آن دلالت دارند .
( 1 )
قسم پنجم : اخبار و روايات تمحيص و امتحان .
بعد از آنكه فلسفه امتحان را دانستيم و فهميديم كه اساسىترين مادّه در برنامهريزى الهى است ، هم اكنون مىخواهيم به بررسى روايات وارده در اين مورد بپردازيم و با عبارات آنها آشنا شويم .
( 2 ) 1 ) ابو داوود « 62 » و ابن ماجه - با لفظى نزديك به هم - از رسول خدا روايت كردهاند كه آن حضرت فرمود :
« چگونه مىگذرد بر شما زمانى كه در پيش است و به زودى فرا خواهد رسيد ! مردم در آن زمان غربال مىشوند و عدّهاى فرومايه باقى مىمانند كه عهد و پيمان خود را مىشكنند ؛ آنگاه با يكديگر به نزاع برخاسته و اختلاف كرده و اين چنين خواهند بود - و در اين هنگام حضرت بين انگشتان خود را باز كرد - . . . » « 63 »
( 3 ) 2 ) شيخ صدوق در كمال الدين و كلينى در كتاب كافى از حضرت صادق - عليه السلام - روايت كردهاند كه آن حضرت فرموده است :
« اين امر به شما نمىرسد مگر بعد از نوميدى . نه به خدا سوگند ، تا اينكه از يكديگر تميز داده شويد ؛ نه به خدا قسم ، تا اينكه امتحان شويد ؛ نه به خدا سوگند ، تا شقى و بد فرجام گردد آن كس كه شقى خواهد شد ؛ و به سعادت دست يابد ، آنكه سعيد مىگردد . » « 64 »
( 4 ) 3 ) شيخ صدوق از آن حضرت روايت كرده است :
« چگونه هستيد شما وقتى كه بدون امام و بدون راهنما و پيشوا باقى بمانيد ، برخى از شما از برخى ديگر بيزارى جويد . در اين هنگام امتحان و آزمايش مىشويد و از يكديگر مشخّص شده و غربال مىگرديد . . . » « 65 »
هامش
( 62 ) سنن ابن ماجه 2 / 237
( 63 ) سنن ابن ماجه 2 / 1307
( 64 ) كمال الدين / 346 ؛ كافى 1 / 370
( 65 ) كمال الدين / 348