اسلامى براى مدتى وجود داشته است ، همچون هجوم مغولها ، و سلطه مسيحيان در جنگهاى صليبى ، و استعمار اروپايى در زمان ما كه بر كشورهاى اسلامى زير سلطه خود اعمال كردهاند .
( 1 ) تمام پيشگوئيهايى كه در روايات شده است و قدر جامع آنها را انحراف نسبى از اسلام تشكيل مىدهد ، در مرحلهء اول از اين سه دوره روى داده است ، تا چه رسد به دو مرحله ديگر . در اين دوره افرادى بر كشورهاى اسلامى حكومت مىكردند كه دلهايشان قلب شيطان ، و عواطف و احساساتشان به سوى بدى ، و همگى دنبالهرو خواستهها و هواهاى نفسانى بودند . از خونريزى باكى نداشتند ، كشتن يك انسان بلكه صدها و هزاران نفر در نزد آنها بسيار سبك و ناچيز آمده ، بلكه براى كسى كه دست به چنين جناياتى مىزد ، افتخار و عنوان به حساب مىآمد . حلم و بخشش به هنگام پيروزى را ضعف دانسته ، ستم و سختگيرى را شخصيّت و افتخار مىشمردند .
( 2 ) فرمانروايان در شكلهاى مختلف ؛ خليفه ، پادشاه ، رئيس و زمامدار ، همگى فاجر و تبهكار ، و همكاران و وزيران آنها نيز همرنگ آنها و از فاسقان بودند . دولتمردان در هر سه دوره ، به ويژه دو دوره اخير به اهل كفر نزديك گشته ، و انسانهاى گمراه و منحرف نزد آنها قرب و منزلتى داشتند . نيكوكاران و شايستگان را از خود رانده ، و كسانى را كه تن به پستى نمىدادند و حاضر نبودند چاپلوسى كنند طرد مىكردند . و امّا رشوه و رشوهخوارى ، كه ديگر هر چه مىخواهى در اين باره بگو و باكى نداشته باش .
تمامى اين دگرگونيها و انحرافات در آن جامعه اسلامى به وجود آمد كه رسول خدا آن را بنا نهاده و تحت رهبرى خود پرورانده بود ؛ ولى بعد از رحلت آن حضرت اساس آن خروج از حدود كتاب خدا و سنت آن حضرت قرار گرفت كه اين روايات دربارهء آن سخن گفته است .
( 3 ) و امّا اوضاع در غير جامعه اسلامى ، كه معلوم است همگى بر مبناى كفر و الحاد حركت كرده و از نظر عقيدتى روز به روز به سوى ماديّت و مادهپرستى رفته و از جنبه اخلاقى در پرتگاه سقوط قرار گرفته ، و اقتصاد ، حتى در كشورهاى بزرگ رو به ضعف نهاده تا چه رسد به كشورهاى كوچك ، چنان كه آثار موجود و اخبار
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 314
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٣١٤