( 1 )
قسم چهارم : رواياتى كه بر وجود حيرت و سرگردانى در افكار و عقائد دلالت دارد .
همچون روايتى كه از حضرت امير المؤمنين على - عليه السلام - نقل شده كه آن حضرت در ضمن فرمايشاتى كه درباره حضرت ولىّ عصر - ارواحنا فداه - داشته چنين فرموده است :
« براى او حيرت و غيبتى است كه گروهى در آن دوره گمراه گشته و گروهى ديگر هدايت مىيابند . » « 22 »
حضرت على ، حيرت و سرگردانى را به حضرت مهدى نسبت مىدهند ، بدان جهت كه اين حيرت مردم ، از غيبت آن حضرت ناشى شده است ، و اگر در بين مردم مىبودند ، اين سرگردانى براى مردم نبود .
( 2 ) البته ممكن است براى حيرت معانى ديگرى نيز در نظر گرفت كه يك يا همه آن معانى مقصود باشد :
( 3 ) 1 ) حيرت در عقائد دينى ؛ در اثر برخورد با امواج باطل و بىاساسى كه به خاطر نادانى و زمينه خالى فكرى مردم در آنها تأثير مىگذارد و افراد معمولى را از راه منحرف مىكند .
( 4 ) 2 ) سرگردانى نسبت به عقايد دينى ؛ بدان معنى كه وقتى مردم با افكارى مخالف برخورد مىكنند و شبهات و اشكالات به آنها گفته مىشود ، نسبت به عقائد دچار سرگردانى مىشوند كه كجا بروند و شبهات خود را در كجا حل كنند تا راه راست خود را حفظ كنند .
( 5 ) 3 ) حيرت و سرگردانى درباره خود حضرت ؛ بدان معنى كه طول غيبت حضرت ، موجب شك و ترديد مردم درباره آن حضرت مىشود ، چنان كه امروزه شاهد اين ترديد و شك در بين مسلمانها مىباشيم . رواياتى كه در آينده خواهيم ديد گوياى اين مطلب مىباشند .
( 6 ) 4 ) سرگردانى در جهاد واجب در زمان غيبت و بدون داشتن رهبر و فرمانده ؛ چرا كه مؤمنان از سويى در اين زمان در اين مورد احساس وظيفه
هامش
( 22 ) غيبت نعمانى / 61 ؛ كمال الدين صدوق / 289 .