تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
( 1 )

قسم سوم : رواياتى كه دلالت بر فرياد و اندوه مردم از سختيهاى زمانه و دلگيرى شديد از اوضاع و احوال مىكند .

( 2 ) 1 ) از جمله اين روايات ، حديثى است كه بخارى با اسناد خود از حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - نقل مىكند كه فرمود : « ساعت ( قيامت ) فرا نمىرسد مگر آنكه وضع به جايى برسد كه اگر شخصى از قبر كسى عبور كند ، بگويد : اى كاش من جاى او بودم ! » « 18 » مسلم نيز با همين عبارت اين روايت را نقل كرده است . « 19 » ( 3 ) 2 ) مسلم از حضرت رسول روايت كرده است كه حضرت فرمود : « سوگند به كسى كه جانم در دست اوست ، دنيا تمام نمىشود مگر آنكه مردى بر قبرى عبور كند و حسرت او را بخورد و بگويد : « اى كاش من جاى صاحب اين قبر بودم ! » او به كسى بدهكار نيست ( و يا كيفرى بر دوش او نيست كه چنين آرزوئى مىكند ؛ و اين سخن او تنها به خاطر ) بلا و سختى ( عمومى است كه بر اوضاع حاكم است ) . » « 20 » ( 4 ) شيخ صدوق در كتاب كمال الدين از حضرت صادق - عليه السلام - روايت كرده است كه مؤمنان در دوران غيبت « سختى و ناراحتى شديدى و بلائى طولانى و ترس و وحشتى فراوان » خواهند ديد . « 21 » اين مطلب روشن و واضح است كه فرياد و آرزوى مرگ وقتى است كه انسان با مشكلات و سختيهايى در يك جامعه منحرف روبرو مىشود ؛ انحرافى كه به نوبه خود در برنامه‌ريزى كلى الهى نقشى به سزا دارد . بنابراين وجود چنين حالتى ، از نتايج همان برنامه‌ريزى كلّى الهى است ، و اين خوددارى دو نتيجه و بازتاب است : ( 5 ) اوّل : نااميدى از قوانين و نظريات حاكم بر جهان بعد از اينكه به تجربه
هامش
( 18 ) صحيح بخارى 9 / 73 . ( 19 ) صحيح مسلم 8 / 182 . ( 20 ) صحيح مسلم 8 / 183 . ( 21 ) كمال الدين / 335 .