آمده بود : « عبادت در هرج ، همچون هجرت به سوى من است . »
علاوه بر اين معناى ظاهرى ، معناى عميق و گستردهاى براى اين عبارت وجود دارد كه - ان شاء اللّه - در ناحيه و جهت سوم همين فصل بازگو خواهيم كرد .
( 1 ) اين بود بخش عمدهاى از رواياتى كه به طور مطلق دلالت بر فساد زمانه مىكرد بدون اينكه حادثه و رويداد ويژهاى را متذكر شود ، و از اين مجموعه با در نظر گرفتن حدود اصل استحكام و سختگيرى سندى كه قبلا يادآورى شد ؛ آنچه كه به دست مىآيد معنايى عمومى براى شيوع فساد و انحراف و نافرمانى نسبت به دستورات اسلامى است ؛ بلكه كثرت اخبار و جزئياتى كه به طور تفصيل در آنها آمده است ، به قرينهء قواعد كلّى گوياى اين مطلب مىباشد كه كليه اين مفاسد و انحرافات و هرج و مرج و كشت و كشتارها در برنامهريزى كلّى الهى دخالت داشته و براى انجام وعده الهى مؤثر و سهيم مىباشند .
( 2 )
جهت دوم : اخبار و رواياتى كه دلالت مىكنند بر وقوع رويدادهاى معين و مخصوصى كه از ضلالت و گمراهى مردم به بار مىآيد .
( 3 )
قسم اوّل : اخبارى كه دلالت بر پيدايش و گسترش جهل در جامعه اسلامى دارد .
از اين جمله است :
( 4 ) 1 ) بخارى از حضرت رسول نقل مىكند :
« از جمله علائم قيامت آن است كه علم از بين مىرود و جهل و نادانى جايگزين مىشود . » « 26 »
( 5 ) 2 ) در حديث ديگر چنين نقل كرده است :
هامش
( 26 ) صحيح بخارى 1 / 30 .