معنى نيز برگرداند كه شامل همه بشود .
( 1 ) معناى اوّل : آزمايش و اختبار ؛ اصل اين كلمه از ريشه « فتنت الفضّة و الذهب » گرفته شده است ، وقتى كه نقره و طلا را با آتش ذوب مىكنند تا خوب را از بد جدا سازند . و كلمه « فتن » به معناى احراق و سوزانيدن است ، و آيه شريفه قرآنى كه مىفرمايد :
يَوْمَ هُمْ عَلَى النَّارِ يُفْتَنُونَ
« 11 » از همين ريشه گرفته شده است ، يعنى : روزى كه آنان در آتش سوخته مىشوند .
( 2 ) مؤيّد اين مطلب كه فتنه بدين معنى است ، روايتى است كه نعمانى از حضرت موسى بن جعفر - عليه السلام - روايت كرده است ، كه حضرت در ضمن تفسير آيه شريفه
الم أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ
« 12 » فرموده است : « يفتنون كما يفتن الذّهب » و سپس فرمود : « يخلصون كما يخلص الذهب » « 13 » كه فتنه را به معناى خالصسازى و جدا كردن قرار دادهاند .
اگر اين معنى را از كلمه فتنه در نظر گيريم ، رواياتى را كه دلالت بر كثرت فتنه مىكند ، بايد به روايات امتحان و اختبار ملحق ساخته و در ضمن آنها بياوريم ؛ زيرا فتنه در اين روايات همان معنى تمحيص و پاكسازى را مىدهد و آن خالص شدنى كه در روايت آخر ذكر شده است همان پيروزى و موفقيّت در سرانجام اين تمحيص و امتحان است .
( 3 ) معناى دوم : كفر و گمراهى و گناه ؛ « فاتن » يعنى : كسى كه از راه حق گمراه مىكند . « فاتن » اسم شيطان است . « فتن الرجل » يعنى : شخص را از امر حقّى كه بر آن بود ، جدا نمود . و در آيه شريفه
وَ إِنْ كادُوا لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ
« 14 » به همين معنى آمده است ، يعنى : همانا نزديك بود كه تو را از راهى كه به تو وحى كرده بوديم ، دور سازند و منحرف كنند .
حال اگر فتنه را به اين معنى بگيريم ، اين گونه روايات را مىتوانيم به
هامش
( 11 ) ذاريات / 513 .
( 12 ) عنكبوت / 2 .
( 13 ) غيبت نعمانى / 202
( 14 ) اسراء / 73 .