شبلنجى در « نور الابصار » ، صبان در « اسعاف الراغبين » ، شبراوى در « الاتحاف » ، ابو نعيم اصفهانى در « الاربعين » ، سبط ابن الجوزى در « تذكره » ، كمال الدين ابن طلحه در « مطالب السئول » ، احمد در « مسند » ، حاكم در « مستدرك » ، سيوطى در « العرف الوردى » ، و ديگر مجموعههاى حديث اهل سنت .
و اما كسانى كه در بين شيعيان ، متذكر اين حديث شدهاند ، بيش از حد شمارش هستند و هر كس كه خواسته در زمينه مسائل اعتقادى و در بحث مهدويّت و قائميّت حديثى را نقل كند ، متذكر اين مضمون شده است .
( 1 ) مقصود از كلمهء ظلم ، انحراف از جاده و صراط عدالت اسلامى است ، و مثل آن كلمه جور است كه ميل و تمايل از راه باشد . گفته مىشود : « جار عن الطريق ؛ اى : مال » .
اين تمايل ، از ديدگاه رسول خدا - صلوات اللّه عليه و آله - كه اين جمله را فرمودهاند ، يعنى تمايل و روى گرداندن از تعاليم اسلامى و عدالت راستين ، چه در سطح فرد و چه در سطح اجتماع .
( 2 ) حديث به طور صريح و روشن ، گوياى آن است كه زمين پيش از ظهور حضرت بقيّة اللّه در روز موعود ، پر از ظلم و جور مىشود ، و اين همان معنايى است كه بر طبق قواعد عامه گفتيم كه بيشتر افراد مردم در اثر آزمايش و امتحان خدايى از راه راست منحرف مىشوند به طورى كه شكل كلى حكومت حاكم بر افراد بشر ، چه نظام فردى و چه اجتماعى ، به طورى است كه با تعاليم اسلامى متناقض و متباين است ، بدون اينكه افراد شايسته ، هر چند كه زياد هم باشند ، اثرى مهم در تغيير نظامات منحرف فردى و اجتماعى داشته باشند . و اين چيزى است كه قابل انكار نيست و پيوسته در جوامع بشرى به چشم خود مىبينيم .
پس درود خدا بر تو اى رسول گرامى اسلام ، كه از اين رويدادها خبر دادهاى . و سلام خداوند متعال بر تو اى حضرت مهدى كه تمامى اين اوضاع را تغيير داده و به قسط و عدل كامل برمىگردانى ، و اوضاع را بر طبق هدف و مرام و برنامهريزى كلى الهى دگرگون مىسازى .
( 3 )
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 291
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٢٩١