ناتوان ، و يا در هنگام فداكارى و ايثار ، منفعت طلب و خودخواه مىشوند . و اين طبيعى است كه تربيت در مرحله فكر و بينش ، زمانى كمتر از تربيت در مقام خودسازى و اصلاح نفسانى را لازم دارد . ( بر طبق مثل مشهور : ملا شدن چه آسان ، آدم شدن چه مشكل ؛ و يا : ملا شدن چه مشكل ، آدم شدن محال است .
مترجم ) ( 1 ) و اين طبيعى است كه انسان به صرف رسيدن به درجه اوّل و به اصطلاح ، فهميده شدن و ملا شدن ، فورا در درجه دوم قرار نمىگيرد و مدتها كار دارد تا آدمى به حد و درجهء دوم برسد .
و لذا ممكن است كه انسانيّت به حد و پايه مطلوب فرهنگى برسد و از نظر علمى پيشرفتهاى چشمگيرى بكند و شايسته عرضه شدن و فهميدن طرح كامل و نقشه نهايى براى اداره جهان بشود ، در عين حال كه هنوز به پايه مطلوب نسبت به شرط دوم نرسيده باشد و نتواند رهبرى و پيشوايى جهان را در ظل رهبرى شخص خاتم الانبياء به دست گيرد .
( 2 ) ديدگاه دوم : انسانها در مرحله وجدان و اخلاص ، هر چند هم كه تحت تربيت پيامبران پيشرفت كرده باشند ، در عين حال به آن حد و پايه مطلوب نرسيدهاند كه بتوان بار مسئوليّت اجراى عدالت جهانى را بر دوش آنها گذاشت ؛ زيرا پياده كردن هر طرحى ، مبتنى بر معرفت و شناسايى كامل آن است . وقتى براى شناخت آن به تمام جزئيّات و احكام و دستورات ، مدتها وقت لازم داشته تا تحت تربيت پيامبران انسانها به آن حد برسند ، براى اجراى آن نيز مدتها وقت لازم است كه يكايك جزئيّات را درك كرده و نسبت به آن پايه اخلاص و فداكارى برسند .
( 3 ) و لذا براى موفقيّت آن طرح در روز موعود ، مىبايست كه انسانها از لابلاى شرايط و برخوردهاى معين و معلومى بگذرند و خود را كاملا با آن طرح منطبق سازند . و از آنجا كه اين هدف الهى عالىترين هدف و برترين ايدهها براى بهتر زيستن انسان است ، بر امّت اسلامى لازم و واجب است كه شرايط پيدايش و تحقق آن هدف را در نظر بگيرد و با در نظر گرفتن آن شرايط به زندگى خود
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 275
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٢٧٥