تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
بزرگسال است ، به صورت جوان بر آنان ظاهر شود . امّا آن حضرت چنين نفرموده كه آنچه در واقع روى خواهد داد نيز همين خواهد بود و چنين تصوّرى پيش خواهد آمد ؛ و از آنجا كه مخاطب توان تحمّل ذكر واقعيّت را به تفصيل نداشته است ، به طور مختصر براى او اشاره نموده‌اند . ( 1 ) اين روايت به روشنى گوياى آنست كه مدّت غيبت بيشتر از عمر طبيعى يك انسان نخواهد بود و از آن تجاوز نخواهد كرد ، لكن خداوند در همين مدّت عمر طبيعى شكل ظاهرى حضرت را حفظ خواهد كرد ، و اين گونه سخن مطابق با قدرت ذهنى كسانى است كه در آن زمان توان تصوّر و پذيرش تحقّق عمرى طولانى را كه ممكن است به صدها سال برسد ، نداشته‌اند . آرى واضح است كه مردم بعد از گذشتن صدها سال ، ديگر فكر پيرى و كهنسالى حضرت را به طور كلّى از ذهن برده و ديگر او را به صورت يك پيرمرد نمىپندارند و آنچه در ذهن آنها است اين است كه تغيير شكل انسان فقط بسته به قدرت الهى است ؛ همان قدرتى كه ساليان دراز آن حضرت را حفظ نموده است . ( 2 ) و مانند همين است خبرى كه قبلا از حضرت موسى بن جعفر - سلام اللّه عليه - نقل شد كه در آن فرمود : « لكن اگر زنده بمانيد به زودى او را ملاقات خواهيد كرد . » زيرا اين حتمى است كه اگر مردم زنده بمانند او را خواهند ديد ، اگر چه زنده‌ماندنشان مستلزم اين باشد كه صدها سال حيات يابند ؛ لكن در اين روايت امام كاظم - عليه السلام - نفرمود كه آنها تا زمان ظهور بالفعل زندگى خواهند كرد . ولى آنچه مردم آن زمان از اين جملات مىفهميدند و به ذهنشان راه مىيافت اين بود كه ظهور ممكن است در ضمن عمر طبيعى انسان روى دهد و يا اينكه همينطور و بدون مقدّمه انجام خواهد گرفت . ( 3 ) شيخ صدوق « 28 » از زراره از امام باقر - سلام اللّه عليه - نقل كرده است كه آن حضرت فرمود : « همانا براى قائم غيبتى است پيش از ظهورش . » ( زراره گويد : ) گفتم : چرا ؟ فرمود : « مىترسد . » و با دست به شكم خود اشاره كرد . زراره گويد : مقصود آن حضرت كشته شدن بود .
هامش
( 28 ) كمال الدّين / 481 .