سكونت نگزينم مگر در دامنههاى صعب العبور كوهها و اماكن كهنه و خالى شهرها . »
بنابراين ممكن است مقصود و مراد ، در هر دو خبر ، يك معنا و مضمون باشد ؛ با اينكه از نظر تاريخى ثابت نشده است . چنان كه در كتاب اوّل اين مجموعه ملاحظه شد و در آينده نيز بروشنى و وضوح - در بخش اوّل كتاب حاضر - از آن سخن خواهيم گفت .
- 8 - [ پاسخ به پرسشهاى احتمالى ]
( 1 ) پيرامون آنچه گذشت ، پرسشهايى مطرح مىشود كه ذيلا به بررسى آنها مىپردازيم :
سؤال اوّل : بعضى از رواياتى كه در فقره اوّل اين بحث آورده شد ، دلالت بر اين دارد كه غيبت طولانى پيش از غيبت كوتاه ، روى داده است . مانند روايتى كه چنين مىگفت : « براى قائم دو غيبت است يكى از آنها طولانى و ديگرى كوتاه » و نيز روايت ديگر كه : « يكى از آن دو طولانىتر از ديگرى است » و اين بر آنچه گفتيم دلالت مىكند .
پاسخ : مقصود از اين روايات خبر دادن از وجود دو غيبت است . و علّت اينكه غيبت طولانى را ابتدا ذكر كردهاند ، به جهت اهميّت آن است ، نه به خاطر تقدّم زمانى آن . همانگونه كه در خود روايات چنين آمده است كه : « در اوّلى مكانش را فقط عدّهاى مخصوص از شيعيان آن حضرت مىدانند ، ولى در غيبت ديگر مكانش را فقط خدمتگزاران مخصوص با ديانت آن حضرت مىدانند . » و اين صراحت دارد در مقدم بودن غيبت صغرى بر غيبت كبرى كه خصوصيّتش كمتر محجوب بودن حضرت مهدى - عليه السلام - از دوستان خويش است .
( 2 ) سؤال دوم : در برخى ديگر از اين روايات چنين گفته شده بود كه حضرت در غيبت دوم آشكار مىشود . اين جمله دلالت دارد بر اينكه آن حضرت در ضمن غيبت دوم آشكار مىشود ، و اين چگونه است ؟