تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
بنابراين آن مصلحتى كه خداى متعال براى حضرت بقيّة اللّه و معتقدان به ايشان در نظر گرفته است ، همان اصل غايب شدن ايشان از انظار عموم است ، نه مجرّد دور بودن محلّ زيست ايشان . تفصيل اين امر در بخش دوم همين كتاب خواهد آمد . ( 1 ) نكته چهارم : حضرت با تسلط بر تمام رويدادها زندگى مىكند و از تمامى آنها آگاهى دارد و تمام خبرها به او مىرسد ؛ چنان كه فرمود : « از تمام اخبار شما آگاهيم و چيزى از آنها بر ما پوشيده نمىماند . » در مورد كيفيّت آگاهى حضرت از رويدادها ، چندين نظريّه وجود دارد : ( 2 ) نظريّه اوّل : حضرت از اخبار و رويدادها به طريق الهام خداوند و يا از يك راه اعجازى و غير طبيعى آگاه مىشود . مؤيّد اين مطلب ادلّه‌اى است كه مىگويد تمامى كارهاى مردم از خوب و بد در هر شبانه روز براى نظرخواهى حضرت عرضه مىشود . از جملهء ادله ، اين آيهء شريفه است :
فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ
. يعنى : به زودى كارهاى شما را خدا و رسول و مؤمنان خواهند ديد . بر طبق روايات مقصود از مؤمنان ، ائمّه اطهار - عليهم السلام - مىباشند . از ديدگاه اجتماعى نيز اين مسأله تأييد مىشود كه بايد امام حتما به الهام الهى مؤيّد باشد ؛ و اين تأييد از سه مقدمه به دست مىآيد : ( 3 ) مقدّمهء اوّل : وقتى كه خداوند متعال مسأله مهمى را به شخص خاصى واگذار مىكند ، بايد قابليّت و توان انجام آن را نيز به او داده باشد كه در صورت ناتوانى هيچ‌گاه مسئوليّت به كسى داده نمىشود . ( 4 ) مقدّمهء دوم : خداوند متعال سرپرستى و زمامدارى جهان را ، در مرحلهء نخست به پيامبر و سپس به جانشينان معصوم او واگذار كرده ، به طورى كه اگر شرايط تشكيل حكومت جهانى در زمانى هر يك از آنان آماده شود ، بر او لازم است كه حكومت