مىتواند كه از تمامى اخبار جهان و زواياى گيتى با يك برنامهريزى دقيق آگاه گردد .
( 1 ) نظريّه سوم :
ما اگر نظريّه اوّل را ناديده گرفته و الهامى براى امام قائل نشديم ، و از نظريّه دوم نيز دست برداشته و گفتيم كه امام در بين مردم زندگى نمىكند ، و مضمون همان روايت على بن مهزيار را پذيرفتيم كه حضرت مىفرمايد دور از مردم ، در بيابانها به سر مىبرد ، در عين حال مىتوانيم بگوييم كه حضرت از طريق دوستان مخصوص خود كه آن جناب را مىبينند و مىشناسند ، از اخبار و رويدادها آگاه مىشود . اينان در هر دوره سى نفر و يا بيشتر از سى نفر مىباشند كه با يك برنامهريزى دقيق حضرت را در جريان كارها مىگذارند .
اين نظريّه با هر دو نظريّه اصلى درباره غيبت سازگار است .
( 2 ) امّا با نظريّه مخفى بودن عنوان و شخصيّت ، واضح است ؛ زيرا فرض چنان است كه حضرت به صورت ناشناس در بين مردم به سر مىبرد ولى رسما در كارهاى مردم شركت نمىكند و جز ياران مخصوص او كسى او را نمىشناسد و حضرت مىتواند از طريق اينها و يا با شركت مستقيم خود در اجتماعات ، از اخبار اطّلاع پيدا كند ، بدون اينكه جلب نظر نموده و يا كسى او را بشناسد ، تا هرگونه خبر را بتواند به دست بياورد و هر كارى كه مىخواهد ، انجام دهد ، و هر وقت خواست به محل خود برگردد .
( 3 ) و امّا مناسبت اين نظريّه ، با نظريّه پنهانى جسم ، از اين جهت است كه حضرت از دوستان مخصوص خود مخفى نيست ، گرچه از ديدگان ساير مردم پنهان است ، و دوستان ويژه حضرت با مردم در تماس و رفت و آمد مىباشند و حضرت را در جريان كارهاى مردم مىگذارند و اگر هم حضرت كارى داشته باشد ، انجام مىدهند .
( 4 ) به هر حال با در نظر گرفتن هر يك از اين سه نظريّه ، به طور مستدل ثابت شد كه حضرت از اوضاع و احوال مردم آگاه است ، رويدادهاى اجتماعى از ديدگاه حضرتش پنهان نيست ، و هر يك از اين سه نظريّه را اگر كسى باور داشته باشد ،
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 182
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص١٨٢