تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
همانطور كه در جهت دوم اين فصل به آن اشاره كرديم . « 34 » ( 1 )

ديدگاه پنجم : بررسى كلمات و مضامين نامه اوّل

جملات و مطالب نامه را در ضمن چند نكته مىتوان بررسى كرد : ( 2 ) نكتهء اوّل : از فرمايش آن حضرت : « به ما اجازه داده شده تا تو را به نامه‌نگارى مفتخر گردانيم » معلوم مىشود كه ايشان بدون اجازه خداوند به كارى دست نمىزند ؛ و وقتى كه اجازه نامه‌نگارى به حضرت داده شده ، حضرت هم اقدام به نوشتن نامه فرموده است . براى نحوه فهميدن اين اجازه از سوى خداوند ، دو نظريّه مىشود داد : ( 3 ) نظريّهء اوّل : در هر واقعه و جريانى ، خداوند اجازه‌اى على حده و مستقل صادر كرده است . اين اجازه كه به وسيله الهام فهميده مىشود ، از جمله مراتب علوم مخصوص به امام معصوم - عليه السلام - است ؛ به طورى كه برخى از روايات دلالت بر آن دارد . ( 4 ) نظريّه دوم : اجازه خداوند به صورت قواعد عمومى است كه حضرت آن قواعد و دستورات كلّى را مىداند و بر طبق آنها اذن و اجازه خداوند را بر اين موارد تطبيق مىكند ؛ قواعدى كه از آنها به مصلحت عمومى اسلامى تعبير كرديم . پس هرگاه مصلحت عمومى اسلامى مردم را در اين ديد كه نامه‌اى به شخصى بنويسد ، اجازه خداوند را احراز كرده و اقدام به نوشتن نامه مىفرمايند . در اين صورت سبب اذن ، وجود مصلحت عامه است ، نه اينكه اجازه ويژه‌اى در اين مورد صادر شده باشد . هر دو نظريّه مىتواند درست باشد ؛ و لذا انتخاب يكى از اين دو نظريّه با خود خواننده است .
هامش
( 34 ) احتجاج 2 / 323 .