تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
اشكالى پيش نمىآيد ، گرچه پذيرفتن نظريّه سوم براى من بىاشكال نيست و زحمت دارد ، زيرا اين نظريّه مبتنى بر يك سلسله مسائل پيش پا افتاده و احتمالاتى است كه فقط در حد احتمال مىتوان به آن اعتقاد داشت و از واقعيّات به دور است . ( 1 ) نكته پنجم : حضرت بقية اللّه - عليه السلام - به خاطر لطف و احساس مسئوليّت در مقابل ما ، رعايت و توجّه ما را ناديده نگرفته و ما را از خاطر شريف خود دور نمىدارد و اگر لطف او نبود ، بلاها و ناراحتيها بر ما فرود آمده و دشمنان ما را ريشه كن و نابود مىكردند . خداوند وى را از سوى ما ، جزاء نيكوكاران عطا فرمايد . ( 2 ) بنابراين ، آثار فراوان و پربركت وجود مبارك حضرت نسبت به پيروان خود ، در تأمين رفاه و راحتى آنان و دفع ناراحتيها و بلاها از سر آنان ، به روشنى آشكار است . به طورى كه اصلا همگى در اصل حيات و زندگى ، مديون وجود مبارك اويند ، زيرا اگر توجّهات و بركات آن حضرت نبود ، در زير ضربات سنگين دشمنان له و نابود شده از صحنه زندگى خارج شده بودند . بر طبق نظريّهء دوم در اصل غيبت - كه پنهان بودن شخصيّت واقعى حضرت باشد - اين مسأله پر واضح است ، چه اينكه حضرت در جامعه و در بين مردم زندگى كند و چه اينكه در جايى دور دست و خارج از مجتمع مردم به سر برد ، زيرا به هر صورت كه باشد براى حضرت امكان رسيدگى به وضع مردم وجود دارد ، چه اينكه خود مباشر عمل باشد و يا به توسط ياران و اصحابش به دفع شر و بر طرف ساختن مشكل مردم ، اقدام نمايد . و امّا بر طبق نظريّه خفاء شخص - صرف نظر از توجّهات فلسفى و عرفانى - بايد رسيدگى و اثرگذارى را به گونه‌اى تفسير كنيم كه منافات با پنهان بودن جسم حضرت نداشته باشد . ( 3 ) احتمالات ذيل در اين زمينه وجود دارد : 1 ) دعا كردن : دعايى كه مستجاب مىشود ، خود يك كار اجتماعى
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 183 | سيد حسن افتخارزاده / السيد محمد الصدر