به خوبى آن حضرت را مىشناسد . و طبق نظريّه پنهانى عنوان مىتوانيم بفهميم حضرت با خدمتكارش به صورت حقيقى ، ولى نسبت به مردم با شخصيّت ناشناس زندگى مىكنند . و مقصود امام - عليه السلام - ، از اينكه مىفرمايد :
« جايش را هيچ كس نمىداند » جاى او با شناخت عنوان حقيقى و اصليش مىباشد . پس به ناچار بايد اين خدمتكار را از افراد مطمئن و كاملى بدانيم كه نمىتوانند خود را به ديگران معرفى كنند .
( 1 ) روايت ديگر از ابو بصير است از قول حضرت باقر - سلام اللّه عليه - كه فرمود :
« صاحب اين امر را چارهاى از كنارهگيرى نيست . و در اين كنارهگيرى و پنهانى داراى نيرويى است و سى نفر را دلتنگى نخواهد بود ، و طيبه جايگاه خوبى است . » « 60 »
ظاهر اين روايت آن است كه اين سى نفر از جمله افراد مخصوص و ويژهاى هستند كه جاى حقيقى حضرت را مىدانند ، گرچه با نظريّهء مخفى بودن عنوان مخالف است ، زيرا دلالت بر آن دارد كه حضرت از بين مردم دور است و بر كنار ، به طورى كه اگر اين سى نفر نباشند ، حضرت از تنهايى دلتنگ مىشود ، در صورتى كه آن نظريّه مىگفت كه حضرت در بين مردم همچون فردى معمولى زندگى مىكند ، و چيزى باعث ترس حضرت نمىشود ، چه بعضى از مردم او را بشناسند ، و چه نشناسند .
و ما بعد از آنكه درستى اين نظريّه را ثابت كرديم و دليل مسلّم آورديم ، ديگر مشكلى پيش نمىآيد و امثال اين روايت بدان لطمهاى نمىزند .
( 2 ) اين بود آخرين سخن درباره جهت دوم از فصل چهارم كه عبارت بود از اخبار ويژهاى كه سخن از ديدار با حضرت در دوران غيبت كبرى مىكرد ؛ و در اينجا فصل چهارم از اين بخش كتاب پايان مىپذيرد .
هامش
( 60 ) غيبت طوسى / 102 .