با توجه به اين مقدمات ، گمان و ظن قويتر صحت تاريخى صدور اين دو روايت از سوى حضرت بقيّة اللّه مىباشد .
( 1 )
امر دوم : مدلول و محتواى اين دو نامه
مدلول اين دو نامه به طور كلّى شامل دو بخش است :
بخش اوّل : دستورات كلّى كه حضرت براى پيروان و شيعيان خود صادر كردهاند ، كه همگى درست و طبق قواعد است ، به جز مواردى اندك كه جاى تأمّل و اشكال است كه بر فرض آنها را درست ندانيم ، زيانى نمىرساند ، زيرا قبول نداشتن برخى از مدلول و محتوى ، مانع از پذيرش بقيّه نمىشود .
بخش دوم : پيشگويى رويدادهايى كه در آينده نزديك و يا دور نسبت به زمان صدور نامه از آن حضرت ، وارد شده است . بسيارى از عبارات آن پيشگوييها به صورت رمز و كلىگويى و اشاره مىباشد كه تشخيص آنها براى ما - كه فاصله بسيار زيادى تا آن زمان داريم - دشوار و يا غير ممكن است . بنابراين آنچه را كه در تاريخهاى عمومى مىيابيم كه يافته ، و آنچه را كه نمىيابيم ، اشكالى پيش نمىآورد ؛ زيرا كسانى در آن زمان به درستى آنها را فهميده و استفاده كردهاند ، چون در همان شرايطى مىزيستهاند كه حضرت بدانها اشاره كرده است .
اين دو نامه گرچه براى شيخ مفيد فرستاده شده ، لكن اختصاصى به او ندارد و مخصوص او نيست ، بلكه براى تمام پيروان و شيعيان امام زمان - عليه السلام - مىباشد . و لذا حوادثى كه در متن نامه آمده است ، لازم نيست كه حتما در زمان شيخ مفيد اتفاق افتاده باشد ، بلكه چه بسا بعضى از آنها بعد از درگذشت شيخ روى داده باشد . و لذا دسترسى به خصوصيّات تاريخى آن رويدادها در پهنهء وسيعترى از تاريخ ، براى ما ميسّر است .
( 2 )
ديدگاه دوم : زمان و مكان صدور اين دو نامه
نامهء اوّل در اواخر ماه صفر سال 410 ، سه سال به آخر عمر شيخ مفيد - كه