واقع اين است كه ما هيچگونه روايتى كه گوياى اين سخن باشد و دلالتى بر آن داشته باشد ، نيافتيم ، لكن اگر به تاريخ بنگريم اين حقيقت را مشاهده مىكنيم كه حجر الاسود را كسى جز انبيا و ائمه - عليهم السلام - بر جاى خود نگذاشته است . اولين كس حضرت ابراهيم - عليه السلام - بود كه به هنگام بالا بردن پايههاى خانه كعبه آن را نصب كرد و در دوران جاهليّت وقتى كعبه را تجديد بنا كردند و قبايل در اينكه چه كسى به افتخار نصب حجر الاسود نايل آيد ، اختلاف كردند و قرار شد هر كس از در وارد شود هر چه بگويد همان را بپذيرند ، حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - وارد شد و دستور داد ، چادرى را انداخته سنگ را در آن بگذارند و از هر قبيله يك نفر سر آن را بگيرد ، و بعد خود حضرت آن را برداشت و بر جاى خود گذاشت . « 38 »
( 1 ) وقتى هم كه حجاج در جنگ با عبد اللّه بن زبير ، خانه كعبه را خراب كرد و بعد آن را تجديد بنا كردند ، حضرت امام زين العابدين - عليه السلام - سنگ را بر جاى خود نصب فرمود .
در اين روايت مورد نظر ، راوى اين قاعده كلّى را - كه حجر الاسود را فقط حجّت خدا در هر زمان نصب مىكند - به كتابها نسبت داده و نمىگويد من چنين استنباطى دارم ، و اين قاعده را به عنوان يك اصل مسلّم و ثابت شده مىگيرد ، شايد دلايلى بيشتر و محكمتر در اين مورد وجود داشته كه در طول تاريخ از بين رفته است . و خداوند حقايق امور را بهتر مىداند .
( 2 ) سؤال دوم : بر فرض ثبوت قاعده عمومى ، اگر در طول دوران غيبت كبرى حجر الاسود از جاى خود كنده شد ، چگونه بر حضرت لازم مىشود كه آن را در جاى خود بگذارد و حال آنكه او بايد غايب باشد ، و اگر ظاهر شود و بخواهد به اين وظيفه عمل كند ، مردم او را شناخته و امر او آشكار مىشود ، و اين كار منافات با اصل غيبت حضرت دارد .
پاسخ اين است كه : بهترين راه و مهمترين نحوه پوشش حضرت خود را از مردم ، اين است كه به هنگام نهادن سنگ اين فكر و اين عقيده نسبت به آن
هامش
( 38 ) كامل ابن اثير 2 / 29 .