( 1 ) روش سوم : دور شدن از بيننده ، در ضمن ديدار و پيش از برآوردن نياز او ، و واگذارى تكميل آن به ديگرى يا به خود آن شخص ، و يا به يكى از خدمتگزاران خود « 24 » و يا به شخص ثالثى از افراد رهگذر « 25 » .
( 2 ) روش چهارم : خوددارى از هر كارى كه نظر بيننده را به خود جلب كند ، مثل اشاره به اسم و مشخّصات خود و يا انجام معجزهاى بزرگ كه باعث جلب نظر او شود و پاسخ ندادن به سؤال از مشخصات و اسم و مكان و به هرگونه سؤالى كه باعث شناخته شدن باشد . در بسيارى از روايات ديدار اين مسأله وارد شده است .
( 3 ) روش پنجم : بيننده و يا بينندگان ، در شرايطى باشند كه نمىتوانند از خصوصيات حضرت سؤال كنند ، چنان كه در بسيارى از روايات ديدار آمده است ؛ زيرا گاهى آن قدر بيننده گرفتار نياز خود و در فكر حاجت خود مىباشد كه اصلا توجهى ندارد كه بخواهد از خصوصيات حضرت سؤال كند « 26 » ، و يا سرگرم به معجزهاى شده كه حضرت انجام داده « 27 » و يا مشغول به نماز و يا مريضى و امورى ديگر گشته است .
مخفى نماند كه اين غفلت و بىتوجهى كه به هنگام ديدار با حضرت براى اكثر افراد پيش مىآيد ، خود مهمترين عامل نشناختن حضرت مىشود و جز با نظر عنايت و لطف حضرت اين ناآگاهى از بين نمىرود و لذا نوعا بعد از جدا شدن و محاسبهء شرايط ، تازه بيننده متوجه حضرت مىگردد .
( 4 ) اينها بود نمونهاى از روشهاى اختفاء و ناشناخته ماندن حضرت ، براى اكثر ديدار كنندگان ، در آنجا كه مصلحت ايجاب مىكند كه كسى آن بزرگوار را نشناسد . البته روشهاى ديگرى در روايات نقل شده كه نمىتوان آنها را تحت ضابطه ويژهاى درآورد ، و سخن نيز به درازا مىكشد .
هامش
( 24 ) نجم ثاقب / 306 .
( 25 ) نجم ثاقب / 241 .
( 26 ) نجم ثاقب / 242 .
( 27 ) نجم ثاقب / 282 .