تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام حسن العسكري ( ع ) ( زندگانى امام حسن عسكرى ع ) ( فارسي ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
خواستند به سامرّاء بازگردد ليكن خوددارى كرد راه خود را به سوى بغداد ادامه داد . آنان نيز او را خلع كردند و معتز را از زندان بيرون آوردند و با او به خلافت بيعت كردند و لشكرى گران براى تصرف بغداد و دستگيرى مستعين آماده ساختند . او نيز پس از آگاهى از اين قضيه براى مقابله با تركان لشكرى آماده كرد . جنگى فرسايشى ميان دو لشكر درگرفت و هر دو گروه تلفات سنگينى متحمل شدند . جنگ همچنان ادامه يافت تا آنكه بر اثر پادرميانى ميان مستعين و تركان قرار بر آن شد كه طبق شرايطى ، مستعين به نفع معتز از خلافت كناره‌گيرى كند و خود را خلع نمايد . ليكن معتز به پيمان خود وفا نكرد و مستعين را دستگير و زندانى كرد . بيشتر شاعران آن دوره اين حادثه را وصف كرده‌اند از جمله كنانى مىگويد : « تو را از فراق و دورى ، آشفته و بىتاب مىبينم . امام ديروز به اسير و مخلوع امروز بدل شده است . خليفه ، احمد بن محمّد پس از خلافت و شوكت خلع گشت » . « روزگار خلافت او گلريزان بود و او بهارى براى بهارجويان به شمار مىرفت ، ليكن قضاى الهى او را از مقامات و الا به زير كشيد و در زندان واسط جاى داد كه ديگر اميدى به بازگشت ندارد » « 1 » . مروان بن ابى الجنوب نيز مىگويد : « سررشته كارها در دست معتز بازگشت و مستعين به حالات خود بازگشت . او مىدانست خلافت سزاوارش نيست و شايسته توست ليكن خود را
هامش
( 1 ) - مروج الذهب ، ج 4 ، ص 111 :انى اراك من الفراق جزوعا * امسى الامام مسيرا مخلوعاو غدا الخليفة احمد بن محمّد * بعد الخلافة و البهاء خليعاكانت به الايام تضحك زهرة * و هو الربيع لمن اراد ربيعافازاله المقدور من رتب العلا * فثوى بواسط لا يحس رجوعا